X
تبلیغات
رایتل
  • سال نو مبارک (دوشنبه 7 فروردین 1396 00:13)
    سلام این چند مدت خیلی خوب بود. مامانم برگشت ایران و منم کارم رو شروع کردم. بر خلاف کارهای قبلی کارم خیلی آسون بوده تا حالا و اصلا استرس اینا نداره. روحیه ام هم این مدت خیلی بهتر شده. الانم دارم میگردم که ببینم میتونم برم یه خونه بهتر جای بهتری از شهر. دوست دارم از این به بعد به طور مرتب تری اینجا مطلب بذارم. به نظر...
  • شوک های غیرمنتظره (شنبه 28 اسفند 1395 23:49)
    یه وقتایی یه چیزایی میبینم با چشمام که باور نمیکنم و حتی شوکه میشم. چند وقت پیش یه ویدئو از برنامه پخش زنده توی ایران دیدم که کاملا مات و مبهوت موندم. چندین بار از اول نگاه کردم تا جایی که مامانم گفت آخه این چیه هی نگاه میکنم. گفتم چیزی رو که میشنوم اصلا باور نمیکنم. مصاحبه کننده در یک برنامه زنده تلویزیونی خیلی با...
  • نحوه مواجهه افراد با تفاوت ها در امریکا (شنبه 28 اسفند 1395 23:00)
    یه چیزی که هر کسی اینجا (امریکا) باهاش مواجه میشه تفاوت های اینجا به ایران هست. توی بلاگم بخونین در مورد بعضی از این تفاوت ها نوشتم مخصوصا روزهای اول. مواجهه آدم ها با تفاوت های اینجا دو جور مختلف هست. بعضی با این تفاوت کنار میان و تغییر میکنن و بعضی نمیتونین با این موضوع کنار بیان و با همون طرز تفکر زندگی میکنن تا...
  • شبکه های اجتماعی در امریکا (شنبه 28 اسفند 1395 22:26)
    شبکه های اجتماعی توی امریکا با ایران خیلی متفاوت هستند. حتی نحوه استفاده هم متفاوت هست. اینجا توییتر (twitter) بیشترین کاربرد رو برای اخبار و اطلاع رسانی داره و تقریبا هر چیزی رو هر کسی بخواد لحظه ای دنبال کنه از توییتر استفاده میکنه. بعد افراد معروف هم اکثرا توییتر دارند و میتونن برای همدیگه و دیگران پست بذارن. شبکه...
  • مالیات بر درآمد در امریکا (شنبه 28 اسفند 1395 22:12)
    چون این سئوال خیلی هاست که مالیات توی ایران با امریکا چه فرقی داره گفتم یه کم در موردش بنویسم. اینجا یه مالیات بر درآمد هست که چند تا گزینه داره. هر چیزی هم که میخرین (به جز مواد غذایی خام و برخی مواد بهداشتی) مالیات بر خرید داره. مثلا حقوق کسی که سالیانه 80 هزار دلار هست و توی کالیفرنیا زندگی میکنه میشه هر دو هفته ای...
  • چنگیز خان مغول یک قهرمان ملی (سه‌شنبه 10 اسفند 1395 03:56)
    امروز یاد یه خاطره ای افتادم که نمیدونم در موردش نوشتم یا نه. چند سال پیش توی یکی از جلسات ToastMasters که میرفتم یه نفر اهل مغولستان آمد در مورد چنگیز خان مغول صحبت کرد. خلاصه ده دقیقه ای از محاسن چنگیز خان و فتوحات و افتخاراتش گفت. یه طوری حرف زد که گفتم نکنه اشتباه شنیدم که داره راجع به چنگیزخان صحبت میکنه. بعد از...
  • مشاهدات جالب من از ماجرای منع شهروندان ورود هفت کشور اکثرا مسلمان ترامپ (یکشنبه 1 اسفند 1395 11:11)
    از اتفاقات جالب این مدت ماجرای رای دادگاه ها بر ضد حکم ترامپ بود. من اخبار و اطلاعات رو خیلی دقیق دنبال میکردم. یعنی حتی یک درصد هم احتمال نمیدادم که دادگاه بتونه جلوی رئیس جمهور رو بگیره. توی قانون به طور دقیق ذکر شده که رئیس جمهور اجازه داره که از ورود هر گروهی رو که به امریکا جلوگیری کنه....
  • این چند وقت (یکشنبه 1 اسفند 1395 11:01)
    چند وقتی که گذشت همه وقتم صرف مامانم شد. کلی هم بهش گفته بودم که دیگه نمیتونم برات وقت بذارم اما نشد. میخواستم این مقاله تزم رو تموم کنم و پرونده گرین کارتم رو آماده کنم دیگه وقت نشده. مامانم رو یه سفر بردم لس آنجلس و بهش کلی خوش گذشته بود. خودش میگه توی این چند مدتی که پیش من بوده چند برابر همه عمرش بهش خوش گذشته و...
  • ماجرای ما و آقوی همساده (جمعه 15 بهمن 1395 01:58)
    آقو ما همین آفر رو امضا کردیم پامون رسید کالیفرنیا یه ایمیل آمد که احتمالا دیگه درخواست های اجازه کار برای شهروندهای این هفت تا کشور که از ورود به امریکا منع شدند صادر نمیشه. قوانین رو بررسی کردم. رئیس جمهور اجازه نداره همچین کاری رو کنه. طبق قانون میتونه فقط از ورود افراد جلوگیری کنه و هیچ قانونی اجازه دیگه ای نمیده...
  • هفته ای که گذشت! - پیشنهاد کار (چهارشنبه 6 بهمن 1395 07:53)
    این رو روز دو تا مصاحبه کاری داشتم که هر دو تاش خوب بودند. احتمالا از حداقل یکیشون آفر بگیرم (امیدوارم!). امشب بعد از مصاحبه خیلی خوشحال بودم. رفتم یه کم خرید کردم. برگشتم خونه مامانم پرسید باز رفتی خرید؟! چیزی نگرفته بودم که. چند تا بستنی و شیر و نون. چند ساعتی با دوستان مختلف پشت تلفن بودم تا در مورد مسائل مربوط به...
  • همه چیز داره درست میشه (دوشنبه 4 بهمن 1395 07:28)
    این روزا خیلی راحتم. خیلی احساس خوبی دارم. فکر میکنم که همه زحماتی که کشیدم به نتیجه رسیده. فکر میکنم که دیگه هیچ مانعی برای برنامه هایی که داشتم وجود نداره و میتونم دیگه هر کاری که خواستم رو بدون هیچ محدودیتی انجام بدم. فکر میکنم که نیروی عظیمی که پشت سد محدودیت های اجتماعی ام وصل جمع شده بودند آزاد میشه و قدرتش...
  • باغ گیاهشناسی و 12 روز کریسمس (شنبه 11 دی 1395 01:48)
    امروز از صبح داشتم روی رزومه ام کار میکردم و برای چند جا هم فرستادم. این روزا خسته ام و سعی میکنم بیشتر بخوابم. امشب باز رفتیم باغ گیاهشناسی که اونو توی شب هم ببینیم. بر خلاف اون روز امشب خیلی شلوغ بود. از دم در مردم صف کشیده بودند که برن تو. برخلاف اون شب امشب باغ پر از بچه های خوشکل بود. مامانم هم خیلی دوست داشت و...
  • شام کریسمس (شنبه 11 دی 1395 00:13)
    روز کریسمس خونه شام یکی از دوستان دعوت بودیم. مثل همیشه دکوراسیون رو بر اساس مناسبت درست کرده بودند. بنده های خدا رفته بودند گوشت حلال هم گرفته بودند که بعضی ها که نمیخورن بتونن بخورن. یه نوشابه ای هم بود که میگفتن مخصوص کریسمس هست به اسم Egg Nog. من اولین بارم بود که میخوردم. شیرین بود و مزه شیر و بستنی و تخم مرغ...
  • پارک Vitruvian (شنبه 11 دی 1395 00:13)
    بعد گفتم تا چراغونی ها رو برنداشتن بریم چراغونی پارک Vitruvian رو هم ببینیم. این پارک جزء معدود جاهایی هست که درخت ها رو رنگی چراغونی میکنن. من که خودم همه اینجاها رو قبلا دیده بودم. مامانم ندیده بود و خیلی اینجا رو دوست داشت میگفت واقعا قشنگه. هوا هم عالی بود. برخلاف چند روز گذشته که سرد بود امشب عالی بود. خیابون ها...
  • چراغونی محله ها (جمعه 10 دی 1395 23:59)
    شب هم مامانم رو بردم محله های پولدار نشین که چراغونی خونه ها رو بهش نشون بدم. مامانم گفت دنبال مایکل هم بریم چون شب کریسمس هست و احتمالا تنهاست ما هم رفتیم. یه چیز جالبی که نمیدونستم این بود که این محله ها اسب و کالسکه گذاشته بودند. ما که همه رو با ماشین رفتیم اما بعضی ها دو نفره رفته بودند توی کالسکه.
  • مراسم شمع روشن کردن (جمعه 10 دی 1395 23:48)
    یک شب مونده به روز کریسمس مامان رو بردم کلیسا. امروز مراسم شمع روشن کردن بود. خودم هم تا حالا نرفته بودم ببینم چطوریه. مراسمشون با موسیقی شروع شد. مثل یه کنسرت کوچیک بود. آهنگ های مربوط به کریسمس رو میخوندن. بعد از اون رفتیم یه سخنران آمد و در مورد کریسمس سخنرانی کرد. موضوعش خیلی جالب نبود میگفت کریسمس برای شما عیده و...
  • راضی هستم؟ (سه‌شنبه 7 دی 1395 08:50)
    چند وقتیه چند بار بچه ها ازم پرسیدن که حالا راضی هستم یا نه؟ حالا که دکترام تموم شده دوست دارم که دیدگاه خودم رو هم بنویسم. شرایط کلی من اینه که چهار سال اینجا به عنوان دستیار استاد کار میکردم و ماهی 1650 دلار درآمدم بوده که با دلار الان میشه ماهی شش میلیون و نیم (اواخر ماهی 1950 بود). شش ماهی با حقوق بالای 4000 دلار...
  • شب کریسمس منزل خانم دکتر - خونه نون زنجبیلی (دوشنبه 6 دی 1395 10:45)
    یکی از دوستای قدیمی امشب برای کریسمس خونه اش دعوت کرده بود. پارسال هم دعوت کرده بود و من نرفته بودم. گفتم دیگه امسال هم نرم سال دیگه دعوتم نمیکنه. خانم دکتر یه پزشک هست که توی یه بیمارستان کار میکنه. نامزدش هم یه پزشک دیگه است که تا حالا از نزدیک ندیده بودمش. سالها پیش توی یه جشن باهاش آشنا شدم و از اون موقع یکی دو...
  • Santa village - Richardson Civic Center (یکشنبه 5 دی 1395 03:01)
    توی راه برگشت همینطوری که داشتم رانندگی میکردم دیدم که یه جایی خیلی چراغونی قشنگی هست. تصمیم گرفتم مامانم رو ببرم اونجا رو هم ببینه. یه دهکده خیلی کوچیک برای بچه ها درست کرده بودند با خونه های خیلی کوچیک که برن توش بازی کنن. کلی هم درخت ها رو چراغونی کرده بودند. من از این فواره وسط میدون خیلی خوشم آمد. واقعا فضای...
  • خداحافظی با دانشگاه (یکشنبه 5 دی 1395 02:48)
    امروز رفتم و لباسی که برای فارغ التحصیلی گرفته بودم رو پس دادم. دانشگاه سوت و کور بود. همه رفته بودند و همه جا تعطیل بود حتی کتابخونه. صحنه دانشگاه غم انگیز بود. انگاری که همین دیروز بود که قبول شده بودم و آمده بودم. خیلی زود میگذره. عصر مامانم رو بردم Allen Premium Outlet که کیف هایی رو که خریده بود پس بده. دیگه...
  • شب یلدا (یکشنبه 5 دی 1395 02:37)
    از صبح دو تا شرکت بیشتر اپلای نکردم. اصلا حوصله ندارم این وقت سال هیچ کاری کنم. نشستم یه سری از سئوالای اینترویو ها رو هم خوندم. بعدشم باز حوصله نداشتم نشستم چیزایی که جدید آمدند و بحث های فلسفی اشو خوندم. برام خیلی جالبه که هر چی میخونی باز هست. شب انجمن ایرانی های دانشگاه برنامه داشت. مامانم رو بردم. خوبه که اینجا...
  • نگاه یک بعدی و چند بعدی (پنج‌شنبه 2 دی 1395 04:41)
    بسیار از مشکلات فکری آدم از نگاه یک بعدی یا محدود شکل میگیره. فرض کنیم آقای وودی با 4000 دلار از کشورش خارج میشه و چهار سال بعد با 4000 دلار به سر جای اولش برمیگرده. آیا به نظر شما آقای وودی هیچ کاری نکرده؟ اکثر کسانی که باهاشون سر و کار داشتم قضاوتشون این بوده که "بله" هیچ کاری نکرده. من ساعت ها با یکی از...
  • آخرش که چی؟! (پنج‌شنبه 2 دی 1395 04:14)
    "آخرش که چی؟!" نمیدونم چند بار این سئوال رو از دیگران شنیدم اما فکر کنم از خیلی ها شنیده باشم. اولین چیزی که برای جواب به ذهنم میرسه که آخرش اصلا کجاست؟ آخرش خب همه میمیریم حداقل تا اینجاشو مطمئنیم که میمیریم. اصلا چرا اینا دنبال آخرش میگردن؟ فکر کنم این سئوال با این عبارات هم مرتبط باشه: "زودتر لیسانسم...
  • این روزا (یکشنبه 21 آذر 1395 11:05)
    الان یه مدتیه که هیچی نمینویسم. انگار هیچ کاری هم نمیکنم و روزها تند و تند میگذرند. یک ماهی میشه که دفاع کردم اما انگار همین پریروز بود. دو هفته ای میشه که تزم رو تحویل دادم اما انگار همین دیروز بود. بخوام کارهایی که توی این مدت کردم رو بشمارم نمیدونم چکار کردم. فقط میدونم که خیلی خسته ام. انگار خستگی این چند ده سال...
  • تفکر منتقدانه - کاربرد - قسمت سوم و آخر (یکشنبه 21 آذر 1395 10:31)
    بعضی وقتا آدم میتونه بی نظر باشه اما خیلی وقتا نمیشه. خیلی وقتا خیلی چیزا به سرنوشت آدم بستگی داره. شخصیت آدم رو شکل میده. نگاه متعصبانه و قبول نکردن حرف دیگران میتونه آدم رو توی چاهی بندازه که بیرون آمدنی در کارش نیست ولو اینکه این دیگران نزدیکترین و بهترین دوستای آدم باشن. مثلا اینجا خب آدم یا باید به ترامپ رای بده...
  • تفکر منتقدانه - کاربرد - قسمت دوم (یکشنبه 21 آذر 1395 09:42)
    اولین چیزی که به ذهنم رسید اینه که هر اطلاعاتی که من در مورد این موضوع دارم از رسانه ها داره میاد. من اطلاعاتم از رسانه های داخل ایران و بعضا بعضی اخباری که دوستان توی شبکه های اجتماعی میذاشتن بود. از یوتیوب یه کم اخبار رو هم از کسانی که برنامه های کمدی اجرا میکردن پیگیری میکردم مثل Noah Trevor و ... مشخصا همه و همه...
  • تفکر منتقدانه - کاربرد - قسمت اول (یکشنبه 21 آذر 1395 01:50)
    امروز یه سری به نوشته های تفکر منتقدانه توی بلاگم زدم. با وجود اینکه سعی کرده بودم خیلی ساده بنویسم باز به نظرم گنگ میومد. دلم میخواست نوشته های این بخش از زندگیمو حتما داشته باشم. موضوعی بود که مدتها ذهنم رو مشغول کرده بود و نمیتونستم در موردش ننویسم. موضوعی که وقتی شروع کردم به فکر کردن در مورد تصمیم گیری ها به نظرم...
  • تحلیلی از انتخابات امریکا - قسمت دوم (پنج‌شنبه 20 آبان 1395 11:04)
    اتفاقی که توی انتخابات اخیر افتاد برای من خیلی جالب بود. مردم قشنگ به دو دسته تقسیم شده بودند: دسته ای که اطلاعاتشون رو از رسانه های اصلی (mainstream media) مثل CNN و MSNBC و... میگرفتن و دسته ای که اطلاعاتشون رو از سایت های اینترنتی مثل توییتر و یوتیوب و ... میگیرفتن. جریان اصلی تبلیغ کامل کلینتون و سیاست هاش بود و...
  • تحلیلی از انتخابات امریکا - قسمت اول (چهارشنبه 19 آبان 1395 23:40)
    این مدت که بی حوصله شده بودم بسیاری از اخبار انتخابات امریکا رو دنبال میکردم. یادمه یکی دو ماه پیش گفته بودم که ترامپ ورژن امریکایی احمدی نژاد هست. امروز میخوام بگم که چقدر نظرم عوض شده و چرا عوض شده. نظرات دوستای ایرانیمو که میخونم میبینم که چقدر همه شکه شدند و یا چقدر بدو بیراه نوشتن که مردم امریکا ترامپ رو انتخاب...
  • پرزیدنت ترامپ (چهارشنبه 19 آبان 1395 12:39)
    خب پیش بینی ها درست از آب در آمد و آقای ترامپ رئیس جمهور شد. تنها چیزی که برام جالب بود این بود که آیا اینا توی انتخابات تقلب میکنن یا نه که دیدم نکردن. ظاهرا هنوز اونقدر پیشرفت نکردن که بدونن میشه عددسازی کنن بدون شمارش آرا کلا هر کیو میخوان رئیس جمهور کنن. فوقش هم اعتراض میکنن که میندازن زندان یا میکشن تموم میشه...