X
تبلیغات
رایتل
  • مشاهدات جالب من از ماجرای منع شهروندان ورود هفت کشور اکثرا مسلمان ترامپ (یکشنبه 1 اسفند 1395 11:11)
    از اتفاقات جالب این مدت ماجرای رای دادگاه ها بر ضد حکم ترامپ بود. من اخبار و اطلاعات رو خیلی دقیق دنبال میکردم. یعنی حتی یک درصد هم احتمال نمیدادم که دادگاه بتونه جلوی رئیس جمهور رو بگیره. توی قانون به طور دقیق ذکر شده که رئیس جمهور اجازه داره که از ورود هر گروهی رو که به امریکا جلوگیری کنه....
  • این چند وقت (یکشنبه 1 اسفند 1395 11:01)
    چند وقتی که گذشت همه وقتم صرف مامانم شد. کلی هم بهش گفته بودم که دیگه نمیتونم برات وقت بذارم اما نشد. میخواستم این مقاله تزم رو تموم کنم و پرونده گرین کارتم رو آماده کنم دیگه وقت نشده. مامانم رو یه سفر بردم لس آنجلس و بهش کلی خوش گذشته بود. خودش میگه توی این چند مدتی که پیش من بوده چند برابر همه عمرش بهش خوش گذشته و...
  • ماجرای ما و آقوی همساده (جمعه 15 بهمن 1395 01:58)
    آقو ما همین آفر رو امضا کردیم پامون رسید کالیفرنیا یه ایمیل آمد که احتمالا دیگه درخواست های اجازه کار برای شهروندهای این هفت تا کشور که از ورود به امریکا منع شدند صادر نمیشه. قوانین رو بررسی کردم. رئیس جمهور اجازه نداره همچین کاری رو کنه. طبق قانون میتونه فقط از ورود افراد جلوگیری کنه و هیچ قانونی اجازه دیگه ای نمیده...
  • هفته ای که گذشت! - پیشنهاد کار (چهارشنبه 6 بهمن 1395 07:53)
    این رو روز دو تا مصاحبه کاری داشتم که هر دو تاش خوب بودند. احتمالا از حداقل یکیشون آفر بگیرم (امیدوارم!). امشب بعد از مصاحبه خیلی خوشحال بودم. رفتم یه کم خرید کردم. برگشتم خونه مامانم پرسید باز رفتی خرید؟! چیزی نگرفته بودم که. چند تا بستنی و شیر و نون. چند ساعتی با دوستان مختلف پشت تلفن بودم تا در مورد مسائل مربوط به...
  • همه چیز داره درست میشه (دوشنبه 4 بهمن 1395 07:28)
    این روزا خیلی راحتم. خیلی احساس خوبی دارم. فکر میکنم که همه زحماتی که کشیدم به نتیجه رسیده. فکر میکنم که دیگه هیچ مانعی برای برنامه هایی که داشتم وجود نداره و میتونم دیگه هر کاری که خواستم رو بدون هیچ محدودیتی انجام بدم. فکر میکنم که نیروی عظیمی که پشت سد محدودیت های اجتماعی ام وصل جمع شده بودند آزاد میشه و قدرتش...
  • باغ گیاهشناسی و 12 روز کریسمس (شنبه 11 دی 1395 01:48)
    امروز از صبح داشتم روی رزومه ام کار میکردم و برای چند جا هم فرستادم. این روزا خسته ام و سعی میکنم بیشتر بخوابم. امشب باز رفتیم باغ گیاهشناسی که اونو توی شب هم ببینیم. بر خلاف اون روز امشب خیلی شلوغ بود. از دم در مردم صف کشیده بودند که برن تو. برخلاف اون شب امشب باغ پر از بچه های خوشکل بود. مامانم هم خیلی دوست داشت و...
  • شام کریسمس (شنبه 11 دی 1395 00:13)
    روز کریسمس خونه شام یکی از دوستان دعوت بودیم. مثل همیشه دکوراسیون رو بر اساس مناسبت درست کرده بودند. بنده های خدا رفته بودند گوشت حلال هم گرفته بودند که بعضی ها که نمیخورن بتونن بخورن. یه نوشابه ای هم بود که میگفتن مخصوص کریسمس هست به اسم Egg Nog. من اولین بارم بود که میخوردم. شیرین بود و مزه شیر و بستنی و تخم مرغ...
  • پارک Vitruvian (شنبه 11 دی 1395 00:13)
    بعد گفتم تا چراغونی ها رو برنداشتن بریم چراغونی پارک Vitruvian رو هم ببینیم. این پارک جزء معدود جاهایی هست که درخت ها رو رنگی چراغونی میکنن. من که خودم همه اینجاها رو قبلا دیده بودم. مامانم ندیده بود و خیلی اینجا رو دوست داشت میگفت واقعا قشنگه. هوا هم عالی بود. برخلاف چند روز گذشته که سرد بود امشب عالی بود. خیابون ها...
  • چراغونی محله ها (جمعه 10 دی 1395 23:59)
    شب هم مامانم رو بردم محله های پولدار نشین که چراغونی خونه ها رو بهش نشون بدم. مامانم گفت دنبال مایکل هم بریم چون شب کریسمس هست و احتمالا تنهاست ما هم رفتیم. یه چیز جالبی که نمیدونستم این بود که این محله ها اسب و کالسکه گذاشته بودند. ما که همه رو با ماشین رفتیم اما بعضی ها دو نفره رفته بودند توی کالسکه.
  • مراسم شمع روشن کردن (جمعه 10 دی 1395 23:48)
    یک شب مونده به روز کریسمس مامان رو بردم کلیسا. امروز مراسم شمع روشن کردن بود. خودم هم تا حالا نرفته بودم ببینم چطوریه. مراسمشون با موسیقی شروع شد. مثل یه کنسرت کوچیک بود. آهنگ های مربوط به کریسمس رو میخوندن. بعد از اون رفتیم یه سخنران آمد و در مورد کریسمس سخنرانی کرد. موضوعش خیلی جالب نبود میگفت کریسمس برای شما عیده و...
  • راضی هستم؟ (سه‌شنبه 7 دی 1395 08:50)
    چند وقتیه چند بار بچه ها ازم پرسیدن که حالا راضی هستم یا نه؟ حالا که دکترام تموم شده دوست دارم که دیدگاه خودم رو هم بنویسم. شرایط کلی من اینه که چهار سال اینجا به عنوان دستیار استاد کار میکردم و ماهی 1650 دلار درآمدم بوده که با دلار الان میشه ماهی شش میلیون و نیم (اواخر ماهی 1950 بود). شش ماهی با حقوق بالای 4000 دلار...
  • شب کریسمس منزل خانم دکتر - خونه نون زنجبیلی (دوشنبه 6 دی 1395 10:45)
    یکی از دوستای قدیمی امشب برای کریسمس خونه اش دعوت کرده بود. پارسال هم دعوت کرده بود و من نرفته بودم. گفتم دیگه امسال هم نرم سال دیگه دعوتم نمیکنه. خانم دکتر یه پزشک هست که توی یه بیمارستان کار میکنه. نامزدش هم یه پزشک دیگه است که تا حالا از نزدیک ندیده بودمش. سالها پیش توی یه جشن باهاش آشنا شدم و از اون موقع یکی دو...
  • Santa village - Richardson Civic Center (یکشنبه 5 دی 1395 03:01)
    توی راه برگشت همینطوری که داشتم رانندگی میکردم دیدم که یه جایی خیلی چراغونی قشنگی هست. تصمیم گرفتم مامانم رو ببرم اونجا رو هم ببینه. یه دهکده خیلی کوچیک برای بچه ها درست کرده بودند با خونه های خیلی کوچیک که برن توش بازی کنن. کلی هم درخت ها رو چراغونی کرده بودند. من از این فواره وسط میدون خیلی خوشم آمد. واقعا فضای...
  • خداحافظی با دانشگاه (یکشنبه 5 دی 1395 02:48)
    امروز رفتم و لباسی که برای فارغ التحصیلی گرفته بودم رو پس دادم. دانشگاه سوت و کور بود. همه رفته بودند و همه جا تعطیل بود حتی کتابخونه. صحنه دانشگاه غم انگیز بود. انگاری که همین دیروز بود که قبول شده بودم و آمده بودم. خیلی زود میگذره. عصر مامانم رو بردم Allen Premium Outlet که کیف هایی رو که خریده بود پس بده. دیگه...
  • شب یلدا (یکشنبه 5 دی 1395 02:37)
    از صبح دو تا شرکت بیشتر اپلای نکردم. اصلا حوصله ندارم این وقت سال هیچ کاری کنم. نشستم یه سری از سئوالای اینترویو ها رو هم خوندم. بعدشم باز حوصله نداشتم نشستم چیزایی که جدید آمدند و بحث های فلسفی اشو خوندم. برام خیلی جالبه که هر چی میخونی باز هست. شب انجمن ایرانی های دانشگاه برنامه داشت. مامانم رو بردم. خوبه که اینجا...
  • نگاه یک بعدی و چند بعدی (پنج‌شنبه 2 دی 1395 04:41)
    بسیار از مشکلات فکری آدم از نگاه یک بعدی یا محدود شکل میگیره. فرض کنیم آقای وودی با 4000 دلار از کشورش خارج میشه و چهار سال بعد با 4000 دلار به سر جای اولش برمیگرده. آیا به نظر شما آقای وودی هیچ کاری نکرده؟ اکثر کسانی که باهاشون سر و کار داشتم قضاوتشون این بوده که "بله" هیچ کاری نکرده. من ساعت ها با یکی از...
  • آخرش که چی؟! (پنج‌شنبه 2 دی 1395 04:14)
    "آخرش که چی؟!" نمیدونم چند بار این سئوال رو از دیگران شنیدم اما فکر کنم از خیلی ها شنیده باشم. اولین چیزی که برای جواب به ذهنم میرسه که آخرش اصلا کجاست؟ آخرش خب همه میمیریم حداقل تا اینجاشو مطمئنیم که میمیریم. اصلا چرا اینا دنبال آخرش میگردن؟ فکر کنم این سئوال با این عبارات هم مرتبط باشه: "زودتر لیسانسم...
  • این روزا (یکشنبه 21 آذر 1395 11:05)
    الان یه مدتیه که هیچی نمینویسم. انگار هیچ کاری هم نمیکنم و روزها تند و تند میگذرند. یک ماهی میشه که دفاع کردم اما انگار همین پریروز بود. دو هفته ای میشه که تزم رو تحویل دادم اما انگار همین دیروز بود. بخوام کارهایی که توی این مدت کردم رو بشمارم نمیدونم چکار کردم. فقط میدونم که خیلی خسته ام. انگار خستگی این چند ده سال...
  • تفکر منتقدانه - کاربرد - قسمت سوم و آخر (یکشنبه 21 آذر 1395 10:31)
    بعضی وقتا آدم میتونه بی نظر باشه اما خیلی وقتا نمیشه. خیلی وقتا خیلی چیزا به سرنوشت آدم بستگی داره. شخصیت آدم رو شکل میده. نگاه متعصبانه و قبول نکردن حرف دیگران میتونه آدم رو توی چاهی بندازه که بیرون آمدنی در کارش نیست ولو اینکه این دیگران نزدیکترین و بهترین دوستای آدم باشن. مثلا اینجا خب آدم یا باید به ترامپ رای بده...
  • تفکر منتقدانه - کاربرد - قسمت دوم (یکشنبه 21 آذر 1395 09:42)
    اولین چیزی که به ذهنم رسید اینه که هر اطلاعاتی که من در مورد این موضوع دارم از رسانه ها داره میاد. من اطلاعاتم از رسانه های داخل ایران و بعضا بعضی اخباری که دوستان توی شبکه های اجتماعی میذاشتن بود. از یوتیوب یه کم اخبار رو هم از کسانی که برنامه های کمدی اجرا میکردن پیگیری میکردم مثل Noah Trevor و ... مشخصا همه و همه...
  • تفکر منتقدانه - کاربرد - قسمت اول (یکشنبه 21 آذر 1395 01:50)
    امروز یه سری به نوشته های تفکر منتقدانه توی بلاگم زدم. با وجود اینکه سعی کرده بودم خیلی ساده بنویسم باز به نظرم گنگ میومد. دلم میخواست نوشته های این بخش از زندگیمو حتما داشته باشم. موضوعی بود که مدتها ذهنم رو مشغول کرده بود و نمیتونستم در موردش ننویسم. موضوعی که وقتی شروع کردم به فکر کردن در مورد تصمیم گیری ها به نظرم...
  • تحلیلی از انتخابات امریکا - قسمت دوم (پنج‌شنبه 20 آبان 1395 11:04)
    اتفاقی که توی انتخابات اخیر افتاد برای من خیلی جالب بود. مردم قشنگ به دو دسته تقسیم شده بودند: دسته ای که اطلاعاتشون رو از رسانه های اصلی (mainstream media) مثل CNN و MSNBC و... میگرفتن و دسته ای که اطلاعاتشون رو از سایت های اینترنتی مثل توییتر و یوتیوب و ... میگیرفتن. جریان اصلی تبلیغ کامل کلینتون و سیاست هاش بود و...
  • تحلیلی از انتخابات امریکا - قسمت اول (چهارشنبه 19 آبان 1395 23:40)
    این مدت که بی حوصله شده بودم بسیاری از اخبار انتخابات امریکا رو دنبال میکردم. یادمه یکی دو ماه پیش گفته بودم که ترامپ ورژن امریکایی احمدی نژاد هست. امروز میخوام بگم که چقدر نظرم عوض شده و چرا عوض شده. نظرات دوستای ایرانیمو که میخونم میبینم که چقدر همه شکه شدند و یا چقدر بدو بیراه نوشتن که مردم امریکا ترامپ رو انتخاب...
  • پرزیدنت ترامپ (چهارشنبه 19 آبان 1395 12:39)
    خب پیش بینی ها درست از آب در آمد و آقای ترامپ رئیس جمهور شد. تنها چیزی که برام جالب بود این بود که آیا اینا توی انتخابات تقلب میکنن یا نه که دیدم نکردن. ظاهرا هنوز اونقدر پیشرفت نکردن که بدونن میشه عددسازی کنن بدون شمارش آرا کلا هر کیو میخوان رئیس جمهور کنن. فوقش هم اعتراض میکنن که میندازن زندان یا میکشن تموم میشه...
  • دکتر وودی! (چهارشنبه 19 آبان 1395 03:25)
    امروز روز دفاع بود. بالاخره تزم رو دفاع کردم. خیلی سئوال کردن اما در کل کسانی که آمده بودند خیلی خوششون آمده بود. مقاله ژورنالم آماده نشده بود که میخوام توی همین یکی دو هفته تمومش کنم و سابمیت کنم. یکی از استادا یه چیزی گفت و من گفتم بذارید من با نظر شما مخالفت کنم و بعد نظر خودمو گفتم و استادم از این موضوع خیلی خوشش...
  • مهارت کلاس جهانی - قانون 10000 ساعت - world-class expertise (سه‌شنبه 27 مهر 1395 09:54)
    بچه که بودم فکر میکردم با چند سال تمرین و تجربه میشه موفقیتی در حد جهانی بدست آورد یعنی توی دنیا به عنوان یه فرد موفق شناخته بشی. سیزده سالم که بود با خودم گفتم تا 18 سالگی میشم و نشد. گفتم تا 20 سالگی باز نشد. گفتم تا 25 سالگی باز نشد. گفتم تا 30 ولی 28 که بودم میدونستم نمیشه و دیگه زمان نذاشتم. هر سال از نظر مهارت و...
  • دکترا بخونیم یا نه (سه‌شنبه 27 مهر 1395 08:49)
    اون موقع ها فکر میکردم که ای بابا آدم فوق لیسانس برای چی میخواد. میره یه شرکت میزنه کلی موفق میشه. بعدا فهمیدم که تحصیلات عالیه چقدر خوبه. توی فوق لیسانس فکر میکردم که ای بابا دکتر چیه. کی حوصله داره چند سال دیگه درس بخونه اونم برای یه مدرک الکی اما چون راه دیگه ای نداشتم که بیام امریکا مجبور شدم که بخونم و خیلی تلاش...
  • حوصله ندارم تز بنویسم (سه‌شنبه 27 مهر 1395 02:39)
    این مدت اصلا حوصله نداشتم تز بنویسم. تقریبا دو هفته ای هیچ کاری روی تزم نکردم. ددلاین دفاع هم داره نزدیک میشه و این هفته دیگه باید تاریخ نهایی رو ست کنیم. تنها کاری که کردم این بود که کلی مستند دیدم و اخبار رو دنبال کردم. کلی فیلم در مورد انتخابات امریکا و سابقه هیلاری کلینگتون Anonymous - Hillary Clinton: The Hillary...
  • دانش ریشه ای یا کوهستان دانش (مهارت) (پنج‌شنبه 22 مهر 1395 07:25)
    قبلا نوشته بودم که دارم دنبال شکل مناسب برای تصویر دانش یه آدم موفق میگردم. بعضی گفتن شکل T که مثلا توی یه زمینه عمق داشت ولی یه سطحی هم پوشش داده بشه. من خودم چون چند تا زمینه نزدیک به هم رو کار کردم میدونم که این شکل مناسبی نمیتونه باشه. در این مورد یک کم بحث کردیم اما اون موقع شکل مناسبی توی ذهنم نبود. یه مدت فکر...
  • مناظرات تلویزیونی انتخابات امریکا (چهارشنبه 21 مهر 1395 10:31)
    این مدت دو تا مناظره تلویزیونی از انتخابات امریکا رو دیدم. هر دو مناظره رو دوبار نگاه کردم. نکات بسیاری توش هست که واقعا آدم متعجب میشه که تکنیک مناظره امریکا پیشرفت کرده. داشتم فکر میکردم کاشکی میشد این مناظرات رو تلویزیون پخش میکرد یا مردم خودشون نگاه میکردند تا یه کم سطح تحملشون بره بالا. یعنی بعضی وقتا فکر میکنم...