مطالب مربوط به تفکر منتقدانه بیشتر از چیزی شد که فکر میکردم و اگر بخوام خلاصه اش کنم فکر کنم یه قسمتی اش از بین میره. اینه که گفتم یه کم زنگ تفریح باشه.
یکی از چیزای خیلی جالبی که توی امریکا دیدم اینه که مردم کلا دل خوشی دارن. همه میدونیم که صنعت سرگرمی ( entertainment ) یکی از بزرگترین صنایع امریکاست. چند وقت پیش چند تا از دوستان امریکایی ما رو برای یک فستیوال دعوت کردند. صبح زود با ماشین آمدند خونه من و با هم راه افتادیم. نزدیک یک ساعت رانندگی راه بود.
وقتی رسیدیم اونجا اونا لباساشونو عوض کردند و لباس های قدیمی پوشیدند. من خیلی تعجب کردند و بعد توضیح دادند که توی این فستیوال مردم سعی میکنن که لباس های دوره رنسانس رو بپوشن و اونا این یک دست لباس رو گرفتن فقط برای سالی یکبار که میان اینجا.
به سمت جمعیت که رفتیم یه جایی بود قلعه مانند. کلی آدم با لباس های عجیب و غریب ایستاده بودند پشت در قلعه. یه عده ای هم اون بالا بودند و با مردم شوخی میکردند. همه منتظر بودند که در قلعه باز بشه و وارد بشن.
وقتی پست خداحافظیتو دیدم واقعا ناراحت شدم حتی اشک تو چشام جمع شد.حالا که می بینم دوباره اومدی بی نهایت شادم
خواهش
سلام وودی عزیز
خوشحالم که باز از زندگی تو امریکا مینویسی....دلمون تنگ شده بود واسه ای دست مطالبتون
سلام
خواهش
واقعا زیبا و ستودنیه که اینقدر به فکر رفاه و آسایش مردم هستن ، براشون یک همچین فضاهایی رو مهیا میکنند.
اینطوری نیست در این مورد مینویسم.
وودی جان






ممنون که تجربیات و مشاهدات قشنگت را به اشتراک میگذاری.
خواهش
جالب بود
ممنون از تصاویر
خواهش