X
تبلیغات
رایتل

امروز از صبح داشتم روی رزومه ام کار میکردم و برای چند جا هم فرستادم. این روزا خسته ام و سعی میکنم بیشتر بخوابم. امشب باز رفتیم باغ گیاهشناسی که اونو توی شب هم ببینیم. بر خلاف اون روز امشب خیلی شلوغ بود. از دم در مردم صف کشیده بودند که برن تو. برخلاف اون شب امشب باغ پر از بچه های خوشکل بود. مامانم هم خیلی دوست داشت و میگفت چقدر بچه هاشون خوشکلن.



برای هر روز کریسمس یه چیزی سمبل شکل درست کرده بودن که آهنگ های کریسمسی پخش میکرد.نمیدونم داستان این 12 تا چیه اما چیزی که درست کرده بودند توش خیلی قشنگ بود. توی 





باغ هم خیلی قشنگ بود. امشب بیشترین حسرتی که داشتم این بود که کاشکی این بلیت ها رو داده بودم به خانواده ای که دیروز مهمونشون بودیم. آخه ما اینجا رو یه بار رفته بودیم و برای من خیلی جذابیتی نداشت اما چون مامانم خیلی دوست داشت اینجا رو و واقعا دلش میخواست که دوباره بیاد باز آوردمش. با این حال تصمیم گرفتم که دیگه همچین کاری نکنم. همینطور دوست داشتم که بچه های جدید که بدون ماشین هستن رو بیارم اما نمیشناختمشون برای همین نتونستم به کسی بگم و فقط من و مامانم رفتیم.





















نظرات (23)
سه‌شنبه 12 بهمن 1395 ساعت 00:44
آقا تا حالا باغ گیاه شناسی خودمون رفته بودی تو کرج؟ مردم از درختا بالا میرن موز بر میدارن، یکی داره گردو میریزه پایین
امتیاز: 2 0
پاسخ:
عجب
سه‌شنبه 12 بهمن 1395 ساعت 00:42
منظورم از مزخرف، خشک و بی روح هست؛ اون شور و هیجانی رو که آدم تو بازار تهران دم عید می بینه تو این فیلم و تصاویر نیست.
یه جورایی تو این تصاویر و فیلم آدم کمه، منظورم تعدادشون هست، انگار یه ویترین هست؛ چجوری بگم متاسفانه همون مزخرف بهترین واژه ای هست که به ذهنم میرسه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
هاها. اینجا اکثرا مردم آروم هستند. یادم رفته بود چقدر از این نظر با ایران فرق داره. شهربازی هم بری اون غلغله ای که برای همه چی توی ایران بود نیست.
یکشنبه 10 بهمن 1395 ساعت 21:25
آقا عجب مراسم مزخرفی به نظر میرسه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
چی؟ چرا؟
جمعه 1 بهمن 1395 ساعت 18:27
شمام هی با ایی عکسا دل مارو آب کن
امتیاز: 0 2
پاسخ:
ایشالله قسمت شما.
پنج‌شنبه 30 دی 1395 ساعت 02:14
سلام
من دو ساله که مدرک ارشدمو گرفتم، تو این مدت بعد از فارغ التحصیلیم کار مرتبط با رشته تحصیلیم پیدا نکردم و مجبور بودم با پول بسیار بسیار ناچیزی که تدریس داره،این کارو انجام بدم،خیلی دوست دارم دکترا بخونم ولی مردد هستم.میدونم که خوندن دکترا تو ایران هیچ سرانجامی برای من نداره،فقط یه ٤سال سرگرمی پراسترس هست
پس به این نتیجه میرسم که برای ادامه تحصیل از ایران برم،اما آیا واقعا راه درستیه؟؟؟؟
با رفتنم از ایران،شاید یه کم شرایط اجتماعیم بهتر بشه ولی در عوض خودمو از لذت زندگی در کنار پدر و مادرم و خانواده م محروم کردم
الهی که هم پدر و مادر من و هم پدر و مادر شما تا ١٠٠ سال دیگه زنده باشن،ولی پیش خودم میگم: مگه من تا چند سال دیگه این نعمت های بزرگ رو کنار خودم دارم،من خیلی خوشبختم که صدای نفس های پدر و مادرم رو میشنوم
وقتی خیلی از عوامل و شرایطی رو که میتونن باعث پیشرفت و خوشبختیم بشن رو کنار هم میچینم ،میبینم بهترین شرایط زندگی رو هم که به دست بیارم ،احساس خوشبختی نخواهم کرد مگر اینکه افراد خیلی مهم زندگیم کنارم باشن
اینا فکرای دو ساله اخیر من هست،که منو از رفتن از ایران ١٠٠٪‏ منصرف کرده
با خیلیا در میون گذاشتم،یه عده موافقن و یه عده هم مخالف
نتیجه این که قید دکترا رو کلا زدم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
آدم باید احساس خوشبختی کنه. پول خوشبختی نمیاره. برای هر کسی یه چیزی مهمه که باعث میشه احساس خوشبختی داشته باشه. مثلا برای من مهم نبود که کنار پدر و مادرم باشم. برای من مهم این بود که یه روزی یه درآمد خوبی داشته باشم که بتونم به اونا کمک کنم و خدا رو شکر اون روز هم دیر نیست. اگرچه تا الان هم تا جایی که شده کمک کردم. همیشه آرزو داشتم بتونم پدر و مادرم رو ببرم مسافرت تا زحماتشون رو جبران کنم. خدا رو شکر الان مامانم دو ماه و نیمی هست که مهمون منه و این مدت هم تا جایی که تونستم بهش رسیدم و جبران کردم.
بنابراین نگران این نباشین که دکترا خارج نخونده باشین. من احساس خوشبختی میکردم که بیام و بخونم و ... که آمدم و از این به بعد هم همینه.
موفق باشین
سه‌شنبه 28 دی 1395 ساعت 20:16
ممنووووون وودی جاااان
فقط میخاستم بهت بگم که ، هر پستی که میذاری خوشحالمون میکنی، دمت گرم باشه.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خواهش.
سه‌شنبه 28 دی 1395 ساعت 19:05
سلام دکتر جان. ایشالا که شاد و سلامت باشید. منکه وقتی پست های شما رو میخونم انرژی میگیرم و احساس میکنم که خودم اونجام. و این خیلی فواید برا من و امثال من داره. به همین خاطر میخواستم خواهش کنم وبلاگتون رو زود ب زود آپدیت بفرمایید. تا ما انرژیمون به آستانه خودش برسه. واقعیتش من از سال 92 پیگیر وبلاگتون بودم دیگه ارتباط رو که قطع کردید واقعا ناامید شدم و تا حدودا 10 روز پیش بود که جستجو کردم و دیدم که خوشبختانه به عرصه میدان برگشتید. ایشالا موفق باشید. خلاصه ما خیلی ممنونتون هستیم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
من دوست دارم که زود به زود آپدیت کنم اما خب نمیرسم. اما سعی میکنم هر چند وقت یه بار بیام چند تا پست بذارم تا یه کم زندگی بیفته روی روال بتونم یه زمان مشخصی رو برای بلاگم بذارم.
موفق باشین
سه‌شنبه 28 دی 1395 ساعت 14:18
ببخشید دلیل اینکه هیلاری کلینتون از سرور غیر امن برای انتقال اطلاعات محرمانه استفاده کرده بود چی بود؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آخرش هم نفهمیدیم. ممکنه فقط برای این بوده که نامه نگاری هاش راحت بشه.
دوشنبه 27 دی 1395 ساعت 17:36
سلام دکتر وودی چنتا سوال بی ربط به پست
می دونم که شما نماز خون هستید(طبق پست های وب قبل) الان توی جامعه ای به شدت ازاد سخت نیست ؟منظورم اینه که الان اونجا جوش چطوره مثلا هم.جنس.گرایی و مواد مخدر ازاد مثل ماری جوانا(فکر کنم البته ) و مشروب و....شما نگران این نیستید اینده بچه های شما توی این شرایط میتونن واقعا مسلمان باشن یا نه
یا در حالت کلی برای کسی که خیلی به دین اهمیت میده تحمل اونجا سخت نیست؟؟؟
امیدوارم ناراحت نشید به خاطر سوالات
موفق باشی....
امتیاز: 1 0
پاسخ:
سلام
یه جاهایی سخت هست مثلا اون موقع که سر کار میرفتم جایی برای نماز خوندن نبود و همیشه دردسری داشتم ظهرها اما ربطی به آزادی نداره. اینجا مسجد هم داره هر کسی هر جا بخواد میره نمازش رو میخونه.
من فکر میکنم دیدگاه آدما خیلی روی این موضوع تاثیر میذاره. اینکه تحمل چه چیزی براشون سخت هست و یا نیست. مثلا آدم داریم که همینکه نگاه میکنه یکی مشروب میخوره هم براش ناخوشاینده و آدم داریم که اهمیتی نمیده.
موفق باشین
یکشنبه 26 دی 1395 ساعت 14:21
سلام
وبلاگ قبلی رو دارم میخونم تازه
دانشجوی ارشدم و دنبال اپلای
خیلی جالب بود دیدم الان آمریکا هستید و دکترا هم تموم شده.
زمان چه زود گذشته انگار
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
بله یه چشم به هم زدن بود.
پنج‌شنبه 23 دی 1395 ساعت 00:01
سلام. خسته نباشید.
چه باغ قشنگی. روز هم میشه رفت؟
ببخشید اشاره کرده بودین که استرالیا خوبه ولی دور از سایر مناطق دنیا هست. به نظرتون آمریکا هم این ویژگی نداره؟ کشور خوبی که باهاش همسایه هست کاناداست که اکثر مناطقش سردسیره. استرالیا هم کشور خوب همسایش نیوزیلند کوچک هست.
اما اروپا کشوراش به هم نزدیکن. اروپا نمیخواین برین؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
بله روز هم میشه رفت.
نه امریکا هستم چکاریه برم اروپا. نه امریکا ویژگی رو نداره. امریکا با اروپا, افریقا, امریکای جنوبی و کانادا خیلی فاصله ای نداره. اکثر کشورهای پیشرفته برای تجارت هم در این کشورها هستن.
موفق باشین.
دوشنبه 20 دی 1395 ساعت 17:41
بسیار زیبا و دلنشین.
ببخشید الآن دیگه شما فیلما ها و صحبت کردناشونو کامل و راحت متوجه میشین. آخه خیلی از کلماتو ناقص تلفظ میکنن. مثلا ممکنه بگن

all right,I see you
اورایت. آسی ی.

It is an our own action
ایدیزن ارونکشن.

اینجوری کلماتو به هم میچسبونن سخت میشه برام.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
من تا حدی متوجه میشم اما باز این نیست که همه چیز رو بفهمم.
یکشنبه 19 دی 1395 ساعت 12:58
سلام
من دو روزه با وبلاگتون آشنا شدم ، تو این دو روز اکثر نوشته هاتونو خوندم . از سال 89 تا سال 95 خوندم برام قایل تحسین بود که شما برای هدفتون اینقد تلاش کرد ید و موفق بودید به لطف خدا مطمئن باشید بقیه ش هم درست میشه هم اقامتتون و کار ی که مود رضایت شماباشه. من هم کارمندم فوق لیسانس دارم اما خیلی دلم میخواد برای دکترا از ایران برم زبانم متوسط به نظر شما با سن 32 سال برای دکترا اقدام کردن دیر نیست؟ . برای زبان چقد زمان نیاز هست ؟ میخوام فاند بگیرم وبعد اقامت بگیرم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
ممنون. رشته با رشته خیلی فرق میکنه و شرایط هم فرق میکنه. برای زبان هم متوسط یکی دو سالی زمان لازم هست.
شنبه 18 دی 1395 ساعت 05:33
راستی یه چیزی وودی، شما مردا چیو اگه بفهمین از طرف خیلی بدتون می یاد؟ بقیه هم نظر بدید لطفا.
امتیاز: 0 1
پاسخ:
جواب سئوال "شما مردا" رو نمیدونم. اما اگر نظر شخصی من باشه. اولین چیزی که به ذهنم رسید "دروغ" هست. اگر کسی دروغ احتمال زیاد خیلی بدم میاد. بعدش هم "ظلم" هست. اگر مطمئن باشم حقی رو ناحق کرده باشه حتما بدم میاد. بازم آدما اشتباه میکنن باید فرصت جبران داد.
شنبه 18 دی 1395 ساعت 05:05
سلام
این روزا اصلا حالم خوش نیست... عاشق یکی شدم بدجور در حد مرگ. فقط واسم دعا کنید... دیگه دارم می میرم
امیدوارم هرگز عاشق یک انسان نشید ...
امتیاز: 0 1
پاسخ:
سلام
قدر عشق رو بدون.
پنج‌شنبه 16 دی 1395 ساعت 23:06
سلام دوباره
چند وقت پیش آقای وحید شمس کلاهی از کانادا اومدن دانشکده ما و راجع به شرکتی که داشتن صحبت کردند ... ایشون هم زندگی جالبی داشتن تو چند تا کشور تحصیل کردن و تو یه دوره ای یه کار با درامد خیلی بالا هم بهشون دادن اما ایشون قبول نکردن و دنبال ایده ی خودشون بودن یه روش جدید برای خالص سازی سلیسیوم ... که خوب الان به نتیجه رسیده و پیگیرن همچنان ... منظورم از گفتنش این بود که راهی که شروع کردین ادامه بدین و امیدوار باشین ... امیدوارم که دیر یا زود به نتیجه برسین .
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
تا ببینیم خدا چی میخواد.
پنج‌شنبه 16 دی 1395 ساعت 22:55
سلام و خدا قوت ...

چند تا سوال می پرسم که اگه خواستین جواب بدین ...
توی انجام کارهای تز دکتری تون استادتون چند درصد گره گشا بود ؟موقعیت هایی پیش می اومد که از اساتید جاهای دیگه کمک بگیرید ؟ و اصلا نیاز شد که ارتباط های دیگه ای رو با جامعه علمی که اونجا هستن شکل بدین ؟
وقتی اون مسایل پیش اومد بازم مثل قبل انگیزه کارتون رو و ادامه ی روند کار های دکتری تون رو داشتین یا دلسرد شدین ؟
اگه به عقب برگردین تو ارتباطتتون با استادتون چه کارهایی می کنید یا نمی کنید که از چیزی که گذشت راضی باشین ؟
شما هنوز از استادتون ناراحتین ؟
الان دیگه ارتباطتون با دانشگاه قطع شده است ؟
بعدها از استادتون به خوبی یاد می کنید ؟ منظورم اینه که کسی بود
که خیلی نقشش تو زندگیتون پر رنگ باشه درسهایی که ازش گرفتین و اینا ؟
ممنون که تجربیاتتون رو گفتین و به سوالامون جواب میدین و اجازه دادین که از شما یاد بگیریم .
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام

استادم زیر 10 درصد. بله از اساتید دانشگاه خودمون کمک گرفتم. بله بسیار نیاز هست که ارتباط های علمی تشکیل داد اما چون استاد من پولی برای کنفرانس من خرج نکرد من یکی دو جایی هم که رفتم با هزینه خودم رفتم.
شدیدا دلسرد شدم و تزم رو فقط دفاع کردم. یه قسمت مهمی از ریسرچی که کردم رو حتی توی تزم هم ننوشتم و گفتم بعدها ادامه اش بدم تا تکمیل بشه. حداقل یکسال دیگه کار داشت که یه کار جهانی درست حسابی که دلم میخواست بشه اما دیگه نمیخواستم موضوع رو اینطوری ادامه بدم.
فکر کنم همین کارایی که کردم رو باز میکردم. یه جورایی چاره دیگه ای نبود. من از استادم ناراحت نیستم. ببینین از نظر شخصیتی به هم نمیخوردیم. اون یه دانشجویی میخواست که مدام ازش تعریف کنه و هی بهش بگه که چقدر بهش وابسته هست و منم یه شخصیت کاملا مستقل دارم که حتی اگر به کسی احتیاج هم داشته باشم نمیگم. شاید اگر در مواردی که انتظار داشتم کاری رو که گفته انجام بده یه کم انعطاف نشون میدادم مطابق میل من رفتار میکرد اما من نخواستم شخصیتم رو عوض کنم.
تقریبا ارتباطی با دانشگاه ندارم دیگه.
فکر نمیکنم به صورتی که شما گفتین از ایشون یاد کنم. شایدم کلا فراموش کنم. با این وجود فکر میکنم که اون هر کاری که فکر میکرد درسته رو دلسوزانه میخواست برای من انجام بده. منتهی شخصیتی میخواست که من اینو هم قبول کنم که میخواد لطف کنه اما شخصیت من اینه که من لطف هیچ کسی رو نمیخوام. من خودم میدونم چی میخوام و میدونم چطوری به دستش بیارم و اگر کسی بخواد به زور لطف کنه که فردا منتی باشه (یا حتی نباشه) قبول نمیکنم. اگرچه برام گرون تموم شد اما فکر میکنم هزینه ای بود که باید میدادم.
پنج‌شنبه 16 دی 1395 ساعت 22:26
سلام ،ببخشید برای مطالعه لغات ضروری GRE چه کتابی رو پیشنهاد میکنید؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
ببخشید در مورد GRE قبلا نوشته بودم و الان به جز 1100 و 3500 چیزی به یاد ندارم.
پنج‌شنبه 16 دی 1395 ساعت 21:03
سلام قبلا در مورد simulation hypothesis نوشته بودی
فیلم matrix سال 1999 ساخته شده ایده اش همینه
نمیدونم دیدی یا نه
فیلمش ولی از نظر فنی توسال ما خیلی ضایع میاد
امتیاز: 0 0
پاسخ:
matrix رو همون سالها دیدم. Inception رو هم دیدم و دوست داشتم. کلا موضوعات علمی جالبی هستن.
یکشنبه 12 دی 1395 ساعت 18:41
سلام چه عکسهای قشنگی.

شما که پی اچ دی دارید نمی تونید برای هیات علمی شدن اقدام کنید یا برای تقویت رزومه تون دوره پست داک بگذرونیذ و بعد هیات علمی بشید؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اهداف زندگیم با هیات علمی شدن جور در نمیاد. ببینم چی میشه.
شنبه 11 دی 1395 ساعت 13:31
من که از خودم خجالت کشیدم ازبس سرمیزنم اینجا. کلی کار دارم ولی هی میبینم یه صفحه زیر آسمان خدا هم باز کردم..

میگم این عکسا و نمادها هرکدوم تفسیر و توضیح لازم داره. نه؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
12 songs of christmas
تو ویکیپدیا نوشته بود
شنبه 11 دی 1395 ساعت 13:04
سلام.خیلی خوبه که دارین از مراسمات و اوضاع احوال اونجا در ایام کریسمس عکس و فیلم و مطلب می ذارین. کمک می کنه به دیدن زاویه هایی از فرهنگ اونها. ممنون
راستی جای سوخته لباستون سبز نشد؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام خواهش
نه سبز نشده! شستمش اما نرفت.
شنبه 11 دی 1395 ساعت 10:18
به به چه حس خوبی داره این چندتا پست و عکسا و مخصوصا فیلمهاش. کنار مادر .
چه خوبه که ماهم میتونیم دفترچه خاطرات شما رو بخونیم.
کلی فواید ظاهری و باطنی داره برامون.
مرسییی

انشالا عکسای کریسمس 2117 هم بذارین. ما هم بیایم نظر بدیم. اگه فناوری عوض نشده باشه البته.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خواهش
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد