X
تبلیغات
رایتل

اولین چیزی که به ذهنم رسید اینه که هر اطلاعاتی که من در مورد این موضوع دارم از رسانه ها داره میاد. من اطلاعاتم از رسانه های داخل ایران و بعضا بعضی اخباری که دوستان توی شبکه های اجتماعی میذاشتن بود. از یوتیوب یه کم اخبار رو هم از کسانی که برنامه های کمدی اجرا میکردن پیگیری میکردم مثل Noah Trevor و ... مشخصا همه و همه مخالف ترامپ بودند و اکثر برنامه ها مسخره گفته های اون بود. خب منم خوشم میامد چون نظرم به نظر اینا نزدیکتر بود. اما یکی از خواص عجیب یوتیوب اینه که داری یه چیزی نگاه میکنی و یه دفعه از چیز دیگه سر در میاری. اینجا بود که رسیدم به کانال هایی که طرفدار ترامپ بودند و مخالف کلینتون. اخباری که از ویکی لیکس هم در میامد بی نهایت جذاب بود. هر روز یک بخشی از نامه نگاری های رئیس کمپین کلینتون در میامد که نشونگر مکالمات و افکار پشت پرده اینها بود. غیر از اینکه خود موضوعات جالب بودند, دونستن واکنش و افکار مردم امریکا هم برام جالب بودند.


در مورد انتخابات و نامزدها موضوعات بسیار زیادی مطرح میشد و بنابراین آسون نبود که همه موضوعات رو پیگیری کرد اما چیزی که اون اواسط برای من خیلی جالب بود این بود که چقدر رسانه ها در به غلط انداختن افکار مخاطبینشون مهارت دارند. یعنی اگر کسی منتقدانه به موضوعاتی که مطرح میشه نگاه نکنه خیلی راحت میتونه گول رسانه ها رو بخوره. اگرچه رسانه ها وظیفه اشون رسوندن اطلاعات هست و ادعای بی طرفی دارند اما میشه گفت 90 درصدشون اصلا بی طرف نیستند. شاید بیطرفی انتظار زیادی هم باشه چون انسان ذاتا بالاخره طرف یه چیزی رو میگیره! 


تفکر منتقدانه به نظر من دو تا کاربرد اصلی داره:

1- به عنوان فیلتر ورودی ذهن (یا مغز) 

2- به عنوان فیلتر خروجی ذهن (یا مغز)


یعنی اطلاعاتی که قرار هست وارد ذهن بشه رو بتونه فیلتر کنه که اطلاعات درست وارد بشه. وقتی هم میخواد حرف بزنه و اطلاعات رو بیان کنه بتونه اطلاعات رو درست و دقیق بیان کنه که دیگران نتونن ازش ایرادی بگیرن. ورودی کمک میکنه که انسان حرف های صحیح رو قبول کنه و حرف های ناصحیح و یا نتیجه گیری های غلط رو رد کنه. خروجی هم کمک میکنه که انسان بتونه نظرش رو به طور صحیح به دیگران برسونه.


بخوام از تکنینک هایی که رسانه ها برای به غلط انداختن مخاطبین استفاده کنند مثال بزنم خیلی زیاد میشه. اما به طور کلی رسانه هایی که جهت دارند, سعی میکنن حرف هایی رو بزنن که ممکنه درست نباشه اما در عین حال مخاطب شون قبول میکنه.

 

تکنیک 1: انکار موضوع

یکی از مباحث اصلی انتخابات امریکا موضوع ایمیل های خانم کلینتون بود. به طور خلاصه ایشون بر خلاف قانون یه سرور نا امن اختصاصی برای خودشون راه انداخته بودند و یه سری ایمیل های حاوی اطلاعات طبقه بندی شده از این سرور فرستاده شده بود.

رسانه های طرفدار کلینتون (و البته خود ایشون) اولین کاری که کردند انکار موضوع بود. گفتن اصلا همچین چیزی صحت نداشته و ما اطلاعات طبقه بندی شده نداشتیم. یه سری ایمیل در مورد مکالمات شخصی بوده. رسانه ها هم ساعت ها به این موضوع میپرداختن که اصلا این ایمیل مهمی توی اینا نبوده. در واقع دروغ روز روشن دروغ میگفتن. کسی که از همه جا بی اطلاع هست قبول میکنه و موضوع ختم به خیر میشه!

تکنیک 2: بی اهمیت جلوه دادن موضوع

بعدا که مشخص شد که توی ایمیل ها اطلاعات طبقه بندی شده وجود داشته, رسانه های طرفدار کلینتون شروع کردند به کم اهمیت جلوه دادن موضوع. موضوع دروغ گفتن کلینتون و موضوع ایمیل های طبقه بندی شده یه موضوع بسیار مهمی هست و حتی سهل انگاری در اطلاعات طبقه بندی شده کم اهمیت تر به خاطر این زندان رفته اند. اما رسانه ها میگفتن که موضوع مهمی نیست چون FBI گفته مهم نیست و پرونده مختومه شده. یعنی کسی که از موضوع احتمالی زد و بند کلینتون با اف بی آی اطلاعی نداره قبول میکنه و موضوع ختم به خیر میشه!

تکنیک 3: مخدوش شمردن منبع موضوع

حالا بعدها مشخص شد که پشت پرده زد و بندهایی بین کمپین کلینتون و اف بی آی بوده تا موضوع لاپوشانی بشه. این موضوع توی ایمیل های ویکی لیکس مشخص شد. پول هایی که جا به جا شده بود و قرار ملاقات هایی که گذاشته شده بود همه مشکوک بودند. حالا خیلی ها شروع کرده بودند در مورد این موضوع صحبت میکردند. بنابراین رسانه ها شروع کردند به تخریب منبع موضوع. گفتن که روسیه قصد دخالت در انتخابات رو داره. روس ها ایمیل ها رو هک کرده اند. ما نباید بازی روس ها رو بخوریم. ساعت ها حرف رسانه های طرفدار کلینتون موضوع هک شدن ایمیل های کمپین کلینتون توسط روس ها بود و شاید چند دقیقه کوتاه به موضوعات مطرح شده داخل ایمیل ها میپرداختند. حتی یه سایت خبرگذاری روسیه یه مطلب نادرستی رو منتشر کرده بود که به ویکی لیکس نسبت داده بود و خبرگذاری ها مدت ها مغلطه میکردند که روس ها به دروغ یه چیزهایی رو منتشر کردند. در واقع اصلیت محتوای اصلی ایمیل های منتشر شده رو هیچ کسی زیر سئوال نبرد. اما خبرگذاری ها در مورد یه سایت روسی صحبت میکردند و کسی که نمیدونست فکر میکرد که دارن در مورد خود ویکی لیکس و محتوای ایمیل های منتشر شده صحبت میکنن. خلاصه: روس ها ایمیل ها رو هک کردند. روس ها اخبار نادرست منتشر کردند. بنابراین هر چیزی که منتشر شده نادرست هست! دو گزاره اول درست هستند. اما فقط خبری که در خبرگذاری روس منتشر شده بود نادرست بود و محتوای ایمیل ها درست بودند. و از اون نتیجه گیری غلط مخاطب رو هم به غلط مینداختند که پس موضوعاتی که در ایمیل ها منتشر شده درست نبوده چون منبعش قابل اعتماد نبوده!

تکنیک 4: عوض کردن موضوع

توی تمام خبرگذاری های طرفدار کلینتون این بود که موضوع ایمیل ها یه موضوع تمام شده ای هست و مربوط به گذشته هست و کلینتون هم در این مورد عذرخواهی کرده و بنابراین نمیتونه مبنای مناسبی برای تصمیم گیری باشه. اما حرف درستی میتونست باشه اما مغلطه ای که میکردن در مورد ایمیل های ویکی لیکس بود. ایمیل های ویکی لیکس یه موضوع کاملا جدید بود. ایمیل های منتشر شده پرده از حقایق جدیدی بر میداشت که قبلا کسی نمیدونست. اما کاری که خبرگذاری ها میکردند این بود که هر بار موضوع "ایمیل" مطرح میشد موضوع عذرخواهی رو مطرح میکردند. یعنی موضوع سرور غیرقانونی کلینتون و هک شدن "ایمیل" ها که به دروغگویی و عذرخواهی وی انجامید رو با "ایمیل های" ویکی لیکس که جدید منتشر شده بود یکی میکردند. مثلا هر مخالفی که میگفت "ایمیل های منتشر شده" جدید. میگفتن خب کلینتون که عذرخواهی کرده دیگه چکار کنه! یعنی ایمیل های هک شده دو تا موضوع جداگانه بود. اینا دو تا هک جداگانه بود اما طوری وانمود میداند که انگاری یکی بوده و موضوع هم قبلا توسط اف بی آی تموم شده... حتی یادمه یکی از همین برنامه های طنز میگفت هر دو تا کاندیدا خیلی بد هستند و آدم واقعا نمیدونه به کی رای بده. کسی که ایمیل هاش هک شده و عذرخواهی هم کرده یا کسی که نژادپرسته و زن باز هست و... و خلاصه یه چند دقیقه ای خصوصیات منفی ترامپ رو میگفت. یعنی طوری وانمود میداد که انگار تنها گناه کلینتون موضوع ایمیلهاش بوده که عذرخواهی هم کرده و ترامپ هزار و یک مشکل داره.

تکنیک 5: زنجیره خبرگذاری ها

یادمه در مورد آمار رای گیری ها, مثلا CNN استناد میکرد که MSNBC و اونم استناد میکرد به یه خبرگذاری دیگه و اونم به یکی دیگه و آخر سر به یه موسسه آماری و توی این وسط هر نقل قولی یه چیزیش میفتاد و آخر سر این میشد که کلینتون توی همه نظر سنجی ها پیشتاز هست. یعنی خبرگذاری هایی که همه دستشون توی یه کاسه بود به هم استناد میکردند. یکی که نمیدونست اینا جهت گیریشون همه یکی هست فکر میکرد اوه این همه خبرگذاری مختلف دارن یه چیز میگن پس این چیز درسته. حالا مثلا در مورد رای گیری ها بعدا مشخص شد که اینا oversampling میکردند. یعنی از طرفدارای دموکرات ها بیشتر میپرسیدن که آماری نهایی کلینتون رو بالاتر نشون بده. برای اونم این مبنا رو داشتن که معمولا دموکرات ها سر انتخابات که میشه بیشتر رای میدن! توی خبرها هم این قسمت over sampling میفتاد و یا اگر میگفتن در حد یک جمله فقط میگفتن که مخاطب شک کنه. این بود که همه خبرگذاری ها تا روز آخر میگفتن کلینتون پیشتاز هست و اکثر نظرسنجی ها هم همینو نشون میده. کسی که اخبار ویکی لیکس رو دنبال میکرد اما میدونست که اینا از عمد نظرسنجی ها رو مخدوش میکنند تا بگن کار تموم شده هست و رای دادن به ترامپ تاثیری نمیذاره و کلینتون با اختلاف خیلی زیادی بالاتر هست.

تکنیک 7: موضوعات مورد توجه عوام

یکی از چیزای جالبی که دیدم استفاده رسانه ها هست حتی توی همین امریکاش هم موضوعات مورد توجه عوام هست. مثلا عوام معمولا نسبت به مسائل جنسی بسیار حساس هستند. قبل از انتخابات کلیپی منتشر شد از سالها قبل که توی اون ترامپ حرفهای بدی رو نسبت به خانم ها گفته بود. این کلیپ که احتمالا توسط کمپین کلینتون لو رفته بود موضوع مورد همه رسانه های اصلی بود. یعنی اینقدر که در مورد این موضوع صحبت شد در مورد مسائل دیگه صحبت نمیشد. اینقدر کنفرانس های خبری با حضور افراد گذاشتن و محکوم کردن این کار رو که حدی نداشت. برای من خیلی جالب بود چون فکر نمیکردم امریکا هم مثل بعضی کشورها این مسائل اینقدر بحث برانگیز باشه. مثلا یادمه یه کشوری بود که برای اینکه مخالفینش رو ترور شخصیت کنه میگفت که به کسی تجاوز کرده یا اینکه بهش تجاوز شده! بعضی مردم اون کشور هم اینقدر نادان و ناآگاه بودند که دیگه برای اون شخص احترامی قائل نبودند. واقعیتش اینه که هر کسی ممکنه در یک برهه ای از زندگیش اشتباهاتی رو مرتکب بشه. مثلا مسائل انتخاباتی خیلی خیلی مهمتر و فراتر از اینی هست که کسی مثلا در مورد زنی حرف های بدی زده باشه. البته نشون میده که چقدر شخصیت اون آدم پایین هست (یا بوده) اما این مسائل بیشتر جنبه عوام فریبی دارند چون عوام روش حساس میشن. 

تکنیک 7: ادعاهای بی اساس

مثال دیگه این بود که کلینتون میگفت روسیه از ترامپ حمایت میکنه. روسیه دشمن ماست و هر کسی که دشمن ازش حمایت کنه نباید بهش رای داد. یا اینکه ترامپ در مورد رئیس جمهور روسیه خوب گفته. این استدلال یه مغلطه است. درسته که دشمن بد آدم رو میخواد اما دلیلی نداره که حمایت روسیه از ترامپ به علت بدخواهی باشه. عوام مردم اینجا مثلا روسیه رو دشمن میدونن و میترسیدن که کسی بخواد سر کار بیاد که طرفدار دشمنشون باشه. یعنی با ایجاد یه ترس واهی میخواستن وانمود کنن که ترامپ میتونه عامل روسیه باشه!  اما واقعیت میتونه چیز دیگه ای باشه مثلا اینکه روسیه میخواسته کشورش رو از یه جنگ دیگه نجات بده و اتفاقا این کلینتون بوده که موافق جنگ های مختلف امریکا در سالهای گذشته بوده.


جمع بندی

در همه موارد من میدیدم که چطور با اطلاعات ناکامل مردم رو به اشتباه مینداختند. البته دروغ هم در جاهایی بود اما در بیشتر موارد اطلاعات ناکامل و یا مغلطه بود. مثلا دروغ نمیگفتن که یه سایت روسی به نقل از ویکی لیکس  اطلاعات نادرست داده ولی نمیگفتن که خود ویکی لیکس اطلاعات درست داده. در واقع کل موضوع مغلطه بود. یعنی طوری وانمود میکردند که ویکی لیکس هم ایمیل های هک شده رو دست کاری کرده. کلی هم مطالب نادرست از ایمیل های ویکی لیکس درست کردند و چیزهایی که اصلا توی اونا نبود رو به دروغ نسبت دادند که هست که اعتبارش رو زیر سئوال ببرند. اون سایت روسی و  هر چیزی که توی ویکی لیکس منتشر نشده بود اصلا مورد بحث کسی نبود. حالا کسی که طرفدار کلینتون بود و حاضر نبود نظرات دیگران رو بشنوه (حتی توی دوستان شبکه های اجتماعی من) مدام لینک های مربوط به این موضوعات رو منتشر میکرد و خیلی متعصبانه طرفداری میکرد که ببینید چطوری روسیه آمده هک کرده, چطوری فلان سایت محتوای غلط منتشر شده و یا غیره و غیره...


نظرات (1)
شنبه 27 آذر 1395 ساعت 14:33
سلام دکتر جان

دو تا مورد درباره این پست خوبت:

1- خبرگزاری درسته نه خبرگذاری

2- چرا سایز نوشته ات در طول متن یکسان نیست؟ چشم آدم اذیت میشه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام

1- وای روم سیاه. چه اوضاعیه.
2-نمیدونم این اشکال بلاگ اسکای هست.
اگر بشه درستش میکنم.
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد