X
تبلیغات
رایتل

الان چند هفته ای میشه که دیگه تز نمینویسم و دارم دنبال کار میگردم. یعنی تقریبا 90 صفحه نوشتم و دیدم اگر بخوام فارغ التحصیل بشم کار ندارم گفتم چه کاریه. برای تابستون هم فاند ندادن بهم و گفتم بهتره که این مدت یه کار خوب پیدا کنم. کار پیدا کردن هم اینجا داستانی داره. طبق آماری که خوندم بین 80 تا 90 درصد کارها اصلا پست نمیشه و از طریق روابط پوزیشن ها پر میشه. بعد برای یه کاری که آگهی میشه 1000 نفر اپلای میکنن و اینا همینطوری رزومه ها رو میریزن دور. اصلا به آدم زنگ نمیزنن. منم توی کار پیدا کردن خیلی خیلی ضعیفم. ایران که بودم اولین شغل رو روی حساب معرفی یکی از نزدیکان گرفتم و از اون به بعد دیگه هر جا کار عوض کردم با همون روابط شغل قبلم بود. اینجا هم اولین کاری که رفتم معرفی استادم بود و الانم دیگه نمیخوام ازش کمک بگیرم. دوست داشتم بیشتر وقت داشتم که بنویسم اما واقعا نمیشه. بعضی وقتا هم که وقت دارم حوصله اشو ندارم. الان که دارم فارسی مینویسم میبینم که چقدر دیگه سختمه لغت فارسی مناسب پیدا کنم. مثلا پوزیشن چی میشه؟ 


یه کم خلاصه بگم که اوضاعم چی بوده و چی شده تا یه مروری باشه برای ادامه. برای موضوع دکترام یه تزی رو انتخاب کردم که بتونم تبدیلش کنم به یه بزینس. استادم هم خیلی استقبال کرد و گفت ما اصلا همینو میخوایم و مقاله همه مینویسن. منم صبح تا شب کار کردم. استادم یه دانشجویی داشت که یه سیستم درست کرده بود و میخواستن اونو تجاری کنن. قرار شد یه قسمت کار رو  من انجام بدم که تجربه بیشتری دارم. من در کمتر از شش ماه اون کار رو تموم کردم. بعد دانشجوی استادم حاضر نشد با من همکاری کنه. استادم از من خواست که یه قسمت باقیمانده دیگه رو خودم انجام بدم. منم قبول کردم. باز چند ماهی کار کردم تا اونم انجام شد. توی این مدت قرار بود استادم یه تیم درست کنه چون من کلی تاکید کردم که کارها اینطوری نیست که یه نفر بشینه همشو انجام بده و من توی همه چی تخصص ندارم. اونم قبول کرد ولی عملا هیچ کاری نکرد. حتی من آگهی کار رو هم براش درست کردم ولی هیچوقت ازش خبری نیست. بعد یه روز گفت چی شد؟ با یه لحنی گفت خودت نمیتونی این قسمتش رو هم تموم کنی. منم دیدم حاضر به هیچ همکاری ای نیست گفتم باشه. دیگه پنج شش ماهی وقت گذاشتم و اون جاهایی که بلد نبودم رو هم یاد گرفتم و انجام دادم. پروژه تموم شد. یه پروژه بزرگ رو خودم تنهایی تموم کردم. کاری که یه تیم خوب باید توی کمتر از شش ماه میکرد من تنهایی یک سال و نیم براش وقت گذاشتم. دیگه بهانه ای نبود. 


یه مرکز تحقیقاتی توی قطر قرار بود کار ما رو استفاده کنه. من سریع دو هفته ای یه نمونه از کار براشون درست کردم و منتظر قرارداد و کارهای اداریش شدیم. به استادم گفتم که ارزش داره این کار رو مجانی هم بهشون بدیم چون بعدا میتونیم از اعتبارشون استفاده کنیم. قبول نکرد. گفت خودم میدونم چکار کنم. خلاصه چند ماه بالا و پایین شد و حتی اسم اونا رو توی مقاله کار هم زدیم و آخرش گفتن که کارهای اداری خیلی طول میکشه و من همینطوری منتظر. بعد یه دانشگاه خیلی معروف اینجا با استادم آشنا بود و برای ریسرچشون میخواست از سیستم قبلی استفاده کنه. من به استادم گفتم که خب سیستم من هست بهشون یه دمو بدیم ببینم چی میگن گفت باشه. سه هفته ای یه نمونه هم برای اونا درست کردم و دادم به استادم. بعد از چند وقت گفتم چی شد. کلی عذرخواهی کرد گفت ببخشید من یادم رفته و الان قراردادش از دست رفته و اون کسی که قرار بود با ما کار کنه هم کلی ناراحت شده. حالا تو این سیستم خودتو با سیستم قبلی با هم متصل کن. من دوباره برم باهاشون حرف بزنم. منم گفتم باشه اما باز دانشجوی استادم حاضر به همکاری نشد. منم همه کارها رو کردم و یک دو سه هفته ای هم به همین منوال گذشت و بعد هم نحوه یکی کردن سیستم ها رو به طور کامل نوشتم و مثل یه داکیومنت دادم به دانشجوی استادم. اونم گفت باشه و هیچ کاری نکرد. باز چند هفته ای هی من گفتم چی شد و استادم هی میگفت دوشنبه چهارشنبه و سر میدوند. نه کار قطر شد و نه کار این دانشگاه و همینطوری وعده و وعید.


منم دیگه خسته شدم. جلسه دفاع دانشجوی استادم که رفته فهمیدم اوه چه کلاه بزرگی سر من رفته. اون حتی یک سوم منم کار نکرده بود. یه کار ریسرچی نمایشی که واقعا من اگر میخواستم اونطوری کار کردم شش ماه هم وقت نمیگرفت! بعد یه کم فکر کردم دیدم آخه بابا چه انتظاری من ازینا باید میداشتم. نه تجربه کاری منو داشتن و نه مثل من از بچگی کارشون این بوده. وقتی دیدم چیزی به جایی نمیرسه تصمیم گرفتم برم کالیفرنیا. اونجا برای چند تا شرکت استارت آپی اپلای کردم و مصاحبه تلفنی هم داشتم باهاشون و گفتن برای مصاحبه آن-سایت هم بیا و اگر خوب بودی از هفته دیگه بیا سر کار. منم یه زنگ زدم به استادم و گفتم خداحافظ شما. ما رفتیم کالیفرنیا. این دقیقا پارسال تابستون بود. استادم کلی شاکی شد که نه تزت مونده. گفتم من میخوام برم اینترنشیپ حداقل یه تجربه کاری ای داشته باشم. تز هم سه برابر دانشجوی قبلیت من کار کردم. عصبانی شد و گفت تو دیگران رو دست کم میگیری میدونی چقدر زحمت کشده اون و... خلاصه بعد ا از دو ساعت مشاجره گفت اگر میخوای بری اینترنشیپ یه شرکتی اینجا هست من معرفی میکنم برو اینجا. یا اگر میری کلیفرنیا دیگه حساب تز و دفاع ات با کرام الکاتبین. من اصلا دوست نداشتم کاری که استادم میگه رو کنم. میخواستم یه بار برای همیشه بذارم و برم اما...


هر چی دو دو تا چهارتا کردم دیدم چاره ای نیست. سه سال برای تز دکترام زحمت کشیدم و بخوام ول کنم برم خیلی چیزا رو از دست میدم. هم دیگه مدرک نمیگیرم و هم زمانم تلف شده. اونور هم کارش معلوم نیست چطوری باشه. گفتم خب میرم این شرکتی که استادم میگه یه مدت کار میکنم و یه پولی در میارم برای شرکت آینده ام مفیده. برنامه کلیفرنیا کنسل شد. داستان پنج ماه اینترنشیپ من هم یه قصه تراژیک دیگه است. مصاحبه شرکت کاملا فرمالیته بود. من کارم رو نشون دادم و رئیس شرکت گفت من این آدمو میخوام. استادم بهم گفت که از تیم مصاحبه یکی گفته اینو نگیریم و دو تا راضی بودن ولی هیچ وقت نگفت اون یکی کی بود. خلاصه چون کسی روی حرف رئیس شرکت حرف نمیزنه من اونجا با یه حقوق خوب استخدام میشم.


دو ماهی طول کشید تا جایگاهم رو توی شرکت و بازار کار امریکا پیدا کنم. هیچ دیدی به نسبت کار حرفه ای امریکا نداشتم و نمیخواستم اشتباه کنم. تیمی که باهاشون کار میکردم هم یه تیم جدید بودند. نمیخوام در مورد جزئیات بنویسم. فقط اینو بگم که اون دانشجوی استادم که حاضر به همکاری نبود اونجا بود. در واقع استادم با نمایش کار اون مسئول شرکت رو راضی کرده بود که بیاد پروژه رو تجاری کنه و یه تیم درست کرده بودند. چند ماه اونجا سخت ترین ماه های زندگی امریکام بود.


استادم و دانشجوش مدام میخواستن به من ثابت کنن که نیازی به من ندارند و خودشون هم میتونن بدون نظر من کاراشونو کنن. وقتی از من نظر میخواستن میرفتن عین برعکس چیزی که من میگفتم رو میکردن تا بگن ببین اینطوری هم میشه. چند تا شرکت مشاوره هم بودند که توی کار و تصمیم گیری ها کمک میکردند. یکی از آدمایی که مشاوره میداد کسی بود که بیست سال تجربه داشت و ساعتی بیشتر از 200 دلار برای مشاوره میگرفت. چند بار اینطوری شد که اون دقیقا نظر منو میداد. یه چند بار هم مشاوره اشتباهی داد که خدا رو شکر من اونجا بودم و از تصمیم گیری اشتباه جلوگیری کردم.  حالا گیر افتادم توی یه تیم ناسازگار که به حرف من که با تجربه ترین آدم این چهار تا شرکت هستم هم گوش نمیدن. چندین بار هم سر این موضوع و درخواست های غیرمنطقی حاضر نشدم از حرفم کنار بکشم. چون موضوعات کاری شرکت ها معمولا خصوصی هست نمیخوام بنویسم. توی تیمی که کار میکردم تنها کسی که باهاش مشکل داشتم همین دانشجوی استادم بود. بقیه رو دوست داشتم و رابطه صمیمانه خوبی داشتیم و همون دلگرمی ای بود. مدیر پروژه امون هم نمیفهمید که تجربه من چقدره. فکر میکرد من حالا اینترنم آمدم یاد بگیرم. اون آخرا فهمید. بعد میگفت که تو خودتو خوب نشون نمیدی. باید روی این مهارتت کار کنی. من فکر نمیکردم تو اینقدر وارد باشی. 


یه نگاهی که کردم دیدم ای دل غافل اینجا چهار تا شرکت دارن با هم روی یه پروژه کار میکنن. آدمایی که میگن 20 سال سابقه دارن هم کم تجربه تر از من هستن و منطقی هم هست. من از سیزده سالگی شروع کردم. توی ایران توی بعضی از بزرگترین پروژه های ملی بودم. تجربیاتی دارم که امکان نداشته اینا مشابه اشو تجربه کرده باشن. استادم اصرار داشت که ترم بعد هم فول تایم بمونم توی اون شرکت کار کنم و فقط یه راه داشت که من فول تایم بمونم و اون اینکه بخوام فارغ التحصیل بشم که دانشگاه اجازه کار بده. اما من هیچ آینده ای اونجا نمیدیدم. نه قرار بود برام گرین کارت فایل کنن و نه معلوم بود که شرکت نجات پیدا میکنه. از شرایط کاری هم راضی نبودم. قضیه OPT مشخص نشده بود و ممکن بود به طور کامل برداشته بشه. اینطوری حتی شانس اقامت گرفتن رو هم از دست میدادم. 


 یه بار گفتم بابا جون چرا به حرف من گوش نمیدین باید ساعتی 200 دلار بدین به یکی که همون حرفای منو بهتون بگه و آخرش برین کاری که خودتون میخواین رو انجام بدین که عین برعکسشه؟ این چه وضعیه؟ و هزار تا حرفای دیگه ای که توی این مدت توی دلم مونده بود. گفتم من پارت تایم میام که پروژه رو تا این قسمتش تموم کنین و بعد برمیگردم تزم رو تموم کنم و دیگه نمیخوام اینطوری ادامه بدم. با وجود اینکه قرارمون از اول هم همین بود که من ترم دوم رو پارت تایم باشم (به خاطر قوانین مهاجرتی امریکا) قبول نکردن و من برگشتم دانشگاه که روی تزم کار کنم. هنوزم نمیدونم اون پروژه چی شد و چکار کردن اما میدونم که بدون من خیلی ضرر کردن. حتی همونجا که حرفای منو گوش نکردن اون آخرا فهمیدن چه اشتباهات بزرگی مرتکب شدند و مجبور شدند دو نفر آدم جدید بگیرن که جبران زمان عقب مونده رو کنن که خودش هزینه اضافه بود. بماند, گذشت و رفت.


حس میکنم من زندگیمو از دست دادم. این همه زحمت کشیدم برای تز دکترام یه کاری که میتونست تبدیل به یه شرکت بینهایت بزرگ بشه اینطوری داشت هدر میرفت. این مدت که داشتم برای کار سرچ میکردم یه استارت آپ پیدا کردم که مشابه کار منو کرده بود و یکسال هم بعد از من شروع کرده بود و درآمدش الان 1.8 میلیون دلار شده بود. یکی دیگه هم تازه به درآمد رسیده بود و داشت یه قرارداد میلیونی با یه بیمارستان می بست. نمیگم من میتونستم تنهایی یک میلیون دلار آمد سالانه درست کنم اما میگم به راحتی پتانسیل اش بود. پروژه من هیچ چیزی از کاری که اونا کرده بودند نداشت. فقط فرقش این بود که اونا یه تیم بودند که آشنا داشتند و یکی رفته بود دنبال قرارداد و فروش و من تنها بودم. استادم قرار بود این کار رو کنه که نکرد. بخوام بشمارم حداقل 6-7 بار وعده هایی داد که عملی نکرد که باعث شد به اینجا برسه. اگر به هر کدوم اونا عمل کرده بود شاید الان شرایط خیلی فرق میکرد. اون یه چیز کوچیک میخواست و به همون کوچیکه هم رسید (شاید هم نرسید) ولی من یه چیز بزرگ میخواستم و اون مانعم بود که حالا دیگه نیست.


ویزای دانشجویی خیلی محدوده. با ویزای دانشجویی نمیتونم بزینس خودم رو کنم و اقامت بگیرم. الان به اندازه ده تا وکیل مهاجرت اطلاعات مهاجرتی دارم. بعضی وقتا دیگه توی فروم ها که نظر وکیل ها رو میخونم میدونم که نظرشون مطابق فلان قانون اشتباهه!!! در این حد یعنی بگم که در مورد راه های گرفتن گرین کارت و اقامت اینقدر خوندم که مقاله اینقدر نخوندم. نتیجه اینه که اگر نخوام برای یه شرکت دیگه کار کنم که برام اقامت بگیره ریسک خیلی بزرگی رو مرتکب شدم. متاسفانه قوانین جدید حتی اقامت گرفتن از طریق شرکت های کوچیک رو هم محدودتر میکنه و باید به شرکت های متوسط و بزرگ فکر کنم. اینطوری یعنی همه زحمت هایی که برای شرکت خودم کشیدم تا این مدت به هدر رفته. شرایط سختیه. از یه بابت دوست ندارم برم کارمند یه شرکت دیگه بشم که اونم آیا بیاد برام گرین کارت بگیره یا نه. از یه بابت چاره دیگه ای ندارم. حالا فعلا دانشجو هستم و تابستونه و ثبت نام نکردم تا ترم دیگه ببینم چی پیش میاد.


من ارتباطم رو هم با اون شرکت ها قطع کردم چون دیگه دوست نداشتم جایی که استادم ارتباطی داره من داشته باشم. گرفتن گرین کارت از طریق اون شرکتی که  کار میکردم مثل آب خوردن بود براشون ولی استادم نذاشت.آخه آدم چقدر باید ... شاید همه تخم مرغ هامو توی سبد استادم چیدم و اونم نشست روی سبد ولی وقتی فکر میکنم میبینم که چاره دیگه ای نداشتم. غیر منطقی بود که اون بخواد بشینه روی سبد ولی آدما بعضی وقتا کارهای غیرمنطقی میکنن. الانم خودمم و خودم تا ببینم برای آینده چکار میخوام کنم. روزی ده ساعت یا بیشتر دارم قوانین مهاجرتی رو میخونم تا یه راهی یه چیزی پیدا کنم و نمیشه. قوانین مهاجرتی امریکا به طرز باورنکردنی ای برای کارآفرین های مهاجر سخت و طاقت فرسا هست. همه قوانین به نفع شرکت های بسیار بزرگ و آدم های پولدار و ... تنظیم شده و پتانسیل ها اصلا در نظر گرفته نشده. حتی قانون OPT که جدیدا عوض شده کار شروع کردن یه بزینس جدید رو سخت تر هم کرده. 


حالا این منم کسی که از آدمایی که توی رشته اش 20 سال سابقه کار دارن با تجربه تره ولی 2-3 سال بیشتر سابقه کار رسمی نداره. کسی که داره یه مدرک دکترا میگیره اما دو تا مقاله ژورنال نداره. کسی که بیست سال آزگار دنبال تاسیس بزرگترین شرکت دنیاست و هنوزم باید سرش رو خم کنه تا یه جایی بهش کار بده که شاید براش اقامت بگیره تا یه روزی بتونه بدون محدودیت شرکت خودش رو شروع کنه. کسی که آدمای کوچیک آرزوهای بزرگش رو جدی نگرفتن و از انداختن هیچ سنگی جلوی پاش دریغ نکردند ولی امید هیچوقت در دلش نمرده و هنوزم چشم به دست رحمت الهی داره.

نظرات (81)
جمعه 21 آبان 1395 ساعت 13:55
من یه چیزی بگم بعد این پست؟ دو سه تا پست بعدشم خوندم. من مطمئنم شک ندارم که یه روزی یه آدم بزرگ و پولدار و موفقی توی امریکا میشی. شک ندارم حتی 1%. اگه ناامید نشی و همینجوری با انگیزه و محکم بری جلو. چون استعداد و پتانسیل و پشتکارش دارید. سخت تر از اون شرایط رفتنتون از ایران نیست که. رویاسازیای سال 89تون نگاه کن ماشین اونجوری میخواستید. محل کارتون اون شکلی باشه. از الان با امید و انگیزه، خودتون زمانی ببینید که شدید یه آدم موفق و پولدار توی امریکا. میرسی اگه بهش ایمان داشته باشی.
یه جای مناسب پیدا کنید واسه ارائه ایدتون. به جاهای کوچیک و پایین اکتفا نکنید. جایی برید که حدشون در حد شما باشه. میدونم یکی میشید مثل سازنده تلگرام، فیس بوک، توییتر.... چون پتانسیلش دارید. حیف قدر خودتون خیلی بدونید.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم خودم میدونستم پست های 89 یادم رفته! برم ببینم چی بوده
چهارشنبه 14 مهر 1395 ساعت 20:59
سلام
من امروز با وبلاگتون آشنا شدم
واقعا تحسین برانگیزه که ظرف این چند سال تجربیاتتون رو با بقیه به اشتراک میذارین
میخواستم بپرسم درباره اوضاع پذیرش تو حیطه های علوم انسانی (روانشناسی مخصوصا) اطلاعی دارید؟
من کارشناسی م رو به اتمامه اما بشدت درگیرم که ارشد ایران باشم یا اپلای کنم. یه دوستی بهم گفت برای رواشناسی مستر راحتتر پذیرش میدن تا دکتری، درسته؟
از نظر شرایط زندگی برای یه دختر (حجاب مهمه برام) بنظرتون بهتره رو دانشگاهای کدوم شهرها سرچ کنم؟؟
ممنون
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
در مورد علوم انسانی چیزی نمیدونم. کلا مستر برای همه رشته ها راحتتر پذیرش میدن اما مستر ها معمولا فاند ندارن. حجاب مشکلی پیش نمیاره. نگران نباشین
موفق باشین
یکشنبه 14 شهریور 1395 ساعت 11:39
سلام دکتر من چندساله وبلاگ قبلی و این رو میخونم اون وبلاگ که بسته شد خیلی ناراحت شدم امروز بطور اتفاقی اینو دیدم براتون ارزوی موفقیت میکنم
من لیسانس حشره شناسی پزشکی از دانشگاه تهران و ارشد انگل شناسی دامپزشکی از دانشگاه شهرکرد و هر دو با معدل بالای17 دارم در یه مرکز معتبر چندین ساله کار میکنم و یه مقاله isi و چندین مقاله داخل کشور دارم اما متاسفانه در محیط کار اونقدر رفتارای ناجور میبینم که خسته شدم و بعد از 14 سال کار هنوز میگن ممکنه قراردادتون تمدید نشه با اینکه سال 92 من کارشناس نمونه اینجا هم شدم متاهلم و فرزند دومم در راهه به نظرتون با این شرایط میتونم برای دکترا امریکا قدام کنم البته با فاند چون خودم این هزینه رو ندارم
ببخشید طولانی شد ممنون از راهنماییتون
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
متاسفم از شرایط. من در مورد رشته شما و زمینه فاندی اش چیزی نمیدونم.
موفق باشین
چهارشنبه 3 شهریور 1395 ساعت 03:13
ممنونم که راهنمایی کردین. واقعا خیالم راحت شد. پاینده باشید
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 2 شهریور 1395 ساعت 15:05
خیلی ممنون. چقدر زود جواب نظراتو میدین. ممنونم واقعا.
خداروشکر خیالم راحت شد. راستش من چند جا رو در نظر گرفتم جاهایی که برای رشتمون خوبه کانادا/انگلیس/هلند/آمریکا/ استرالیا اینا هستن که تو GIS خوب کار میکنن. من پیام زهرا خانمم خوندم تو نظرات تقریبا منم مثل ایشون هستم دوست و آشنایی ندارم و به علاوه خانواده هم میگن خارج رفتن دوست و آشنا باید داشته باشی و امنیتش برای یه دختر مجرد خوب نیست. من راستش فقط به فکر رشته و درسم هستم . نمیدونم واقعا همین طوره که میگن؟ تو ایران که فقط شایعه درست میکنن. من میگم اگه من یه دختر مجرد بخوام تهران خونه بگیرم امنیت دارم ؟!!
یه توضیحی هم در مورد اونجا میدین؟ وضعیت برای یه خانوم چطوره؟ممنون


یه سوال دیگه هم داشتم اینکه من دانشگاهم تهران نیست ولی هر دو کارشناسی و ارشد دولتی هستم. یخ نفر از بچه های دانشگاه تهران میگفت آمریکا فقط دانشگاه تهرانو و شریفو میشناسن درسته؟

ببخشید سوال زیاد پرسیدم. ایشالله همیشه توی کار و درس و زندگی موفق باشین
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
دختر و پسر فرقی نمیکنن. مشکل امنیتی نیست. از ایران امن تره اینجا.
نه بابا دانشگاه ما پر دانشجوهای صنعتی اصفهان و فردوسی مشهد و ... هست. دانشگاه های تاپ تر بیشتر از شریف و تهران میگیرن مشخصا به خاطر اینکه اونا رزومه بهتری دارن. همینجا هم نگاه کنین بچه های شریف و تهران با اختلاف زیاد از بچه های دانشگاه های دیگه بهترن.
موفق باشین
دوشنبه 1 شهریور 1395 ساعت 21:50
سلام. من میخواستم ببینم برای یه دختر هم امکان کار و تحصیل هست؟ از همکارها و دوستان و آشنایان خانم کسی هست که اونجا باشه؟
من دارم ارشد میخونم و زبانم دارم برای تافل آماده میشم. قصد دکترا یه دانشگاه خوب اپلای کنم. اساتیدم هم خیلی تشویق میکنند در این زمینه. تنها چیزی که درموردش نمیدونم اینه که آیا بعد از اتمام تحصیل یا در همون دوران تحصیل برای خانوم ها کار پیدا میشه.؟ من الان به تحصیل و تخصص فکر میکنم(دکترای ایران در رشته من استاد درست و حسابی نداره و اساتید برای دکترا بار علمی آنچنان ندارن) از طرفی شرایط کشور خیلی متغیره و معلوم نیست تا دو سال دیگه چی پیش بیاد که برگشتن کار درستی هست یانه. رشته من هم سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) هست. ممنون میشم کمی منو در این مورد راهنمایی کنید.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
دختر و پسر نداره اینجا. بله هزارتا دختر هستن دارن کار میکنن. GIS هم یه خانمی هستن که ارشد خوندن و تازه فارغ التحصیل شدن و دارن کار میکنن. نگرانی نداره.
شنبه 16 مرداد 1395 ساعت 07:04
سلام دکتر عزیز
اول بگم که هر وقت خسته و نا امید میشم می فهمم که به هدف نزدیک شدم پس نذار ادم های .. ناامیدت کنند
ببخشید ما درس پس میدیما!
تو ایران یکی از استادا تو کار اسارت اپ زدنه با توجه به جو پارتی بازی و اینا به نظرت برم بهش بگم براش مفتی کاربکنم تا تجربه بشه و رزومه
ممنون
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
نه من ناامید نشدم و نمیشم. فقط به این همه تغییرات ناگهانی عادت نداشتم. در مورد استارت آپ نمیدونم آخه چه انتظاری داری با یه جمله من نظر بدم؟!
موفق باشین.
جمعه 15 مرداد 1395 ساعت 20:30
سلام اقا وودی .چرا دیگه برامون نمی نویسید؟
حالتون خوبه؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام.
خوبم خدا رو شکر اما هنوز اوضاع روی روال نیافتاده. اما مینویسم. فایل سرور رو بتونم جا به جا کنم که عکس راحتتر بذارم بیشتر مینویسم. امروز داشتم روی این کار میکردم.
دوشنبه 11 مرداد 1395 ساعت 17:06
سلام woody
چرا نمینویسی دیگه؟
پاسخ:
سلام مینویسم. جدا شرمنده ام. خیلی این روزا اوضاع به هم ریخته بوده.
شنبه 9 مرداد 1395 ساعت 22:41
ان شاءالله موفق باشین و این مشکلات هم بگذره....
امتیاز: 0 0
پاسخ:
انشالله
جمعه 8 مرداد 1395 ساعت 19:06
سلام.چرا دیگه نمی نویسید؟؟
پاسخ:
گفته بودم که! حالا مینویسم دوباره. ممنون که پیگیر هستین شماها نباشین شاید دیگه حوصله نوشتن هم نداشته باشم.
سه‌شنبه 5 مرداد 1395 ساعت 19:27
سلام. من هم منظورم رابطه ای بود که هر دو طرف سود کنن.( همون رابطه با اصول اخلاقی) ولی ممکنه یکی بیشتر از اون یکی سود کنه.( مثلا بیل گیتس حقوقش از زیر دستاش بیشتره)
راستی مطالب زیر شاید بهتون کمک کنه: http://1pezeshk.com/archives/2012/01/dealing-with-unreasonable-people.html

http://12ceo.ir/%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%DB%8C%D9%86-4-%D9%82%D8%AF%D9%85-%DA%A9%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%84-%D8%B0%D9%87%D9%86-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-
%D8%A8%DA%AF/

موفق باشین.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
ممنون بابت لینک ها. لینک اول مشکلی نیست. اما در مورد دومی آیا بهتر نیست اون مشتری ناسازگار رو از دست بدی؟ یه مشتری بهتر پیدا کنی؟ یه فرصت بالاتر؟ من فقط با اینجای کار مشکل دارم. اگر آدم برای گرفتن یه چیزی گیر بده ممکنه یه فرصت های بالاتری رو از دست بده ولو اینکه در دسترس نباشه. در مورد این الان نمیتونم نظر بدم تا چند سال دیگه
موفق باشید
سه‌شنبه 5 مرداد 1395 ساعت 03:05
سلام وودی جان ممنون از جوابت داداش خوبم
ببخشید من درست نگرفتم جوابمو .
اگر برگردی عقب باز امریکا رو انتخاب میکنی یا استرالیا؟
دلیلت برای انتخاب چیه؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
امیرمحمد جان بازم امریکا رو انتخاب میکنم. با شرایط فعلی فکر نمیکنم جایی بهتر از امریکا برای من باشه. استرالیا یه قاره دور از همه جاست. زندگی ای که من دنبالش هستم پر مسافرت هست و بعید میدونم بتونم همچین کاری رو توی استرالیا کنم.
امریکا تا اینجاش هم خیلی خوب بوده.
موفق باشید
شنبه 2 مرداد 1395 ساعت 15:13
سلام
من نمی گم با همه دوست باش، ولی با همه رابطه ی خوب و مثبتی داشته باش. قبول دارم اگر یک آدم پایبند به اخلاق بخواد با افراد مختلف رابطه ی خوبی داشته باشه کار خیلی سختیه و نیاز به انعطاف پذیری بالا و فکر کردن به اینکه: حالا چی کار کنم که بین من و فلانی جو مثبتی وجود داشته باشه و... داره . ولی می تونی به این موضوع به چشم یک بازی نگاه کنی و ازش لذت هم ببری. من نمی گم تظاهر کنی و ریا کار باشی و دروغ بگی و وانمود کنی. این کار آخر و عاقبت خوشی نداره. ولی تا حد ممکن برای خودت دشمن نتراش (مثل همون دانشجو). هر چند اینکه یک آدم دشمن نداشته باشه غیرممکنه و حتی نشونه ی یک چیز خوب هست(هر چند خود دشمن خوب نیست) نشونه ی اینه که تو داری برای یک چیزی تلاش می کنی .
راستی مگه چه عیبی داره که آدم از بقیه جهت رسیدن به منافع خودش استفاده کنه؟ البته بدون زیر پا گذاشتن اخلاق (دنبال راهش بگرد. سخته ولی پیداش می کنی)
امیدوارم برنده ی این بازی باشی.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
من دارم سعی ام رو میکنم اما آدما به نظر باور نکردنی ای از اصول اخلاقی ای که خودشون میگن باید اینطوری باشه فاصله دارن. اعتقاد ندارم "آدم از بقیه جهت رسیدن به منافع خودش باید استفاده کنه" بلکه فکر میکنم هر رابطه ای باید به طور دو طرفه مثبت باشه. یعنی هر دو طرف سود ببرین و این دیگه اسمش استفاده کردن نیست.
شنبه 2 مرداد 1395 ساعت 06:44
سلام. یه سوال خیلی خلاصه میپرسم. من معدل لیسانس و فوقم بالاست 19.5 و یک isi با ایمپکت 46 هم دارم. تافل و GRI&GRI subject هم دادم نمراتش ماکس شده. بر طبق تحقیقاتم میتونم راحت از یه دانشگاه خوب فاند بگیرم اما راستش کسایی که قبلا امریکا بودن تو دلمو خالی کردن که اینجا برای یه دختر مجرد که آشنا نداره هم از نظر اجتماعی و هم از نظر امنیتی خیلی سخت میگذره و تازه باید حجابت رو هم برداری یا نهایتا خیلی شل بگیری. میخواستم بپرسمکه همچین جوی حداقل تو کالیفرنیا صادقه ؟ کدوم شهر از نظر شرایط فرهنگی و مذهبی بهتره؟ من فیزیک خوندم و الان دو ساله بیکارم و از این که میبینم باید خودمدو به اب و اتیش بزنم و چند جا کار کنم تا یه درامد حداقلی داشته باشم ولی همکلاسیهای دانشکده ام با معدل 13 یا 14 با اشنا بازی سر کارهای خوب هستن بسیار ناراحتم.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
بعد از ترامپ نمیدونم چطوری بشه اما به نظر من اصلا موضوعی نیست که بخواهین راجع بهش نگران باشین. فقط GRI چیه که ماکس شدین؟
اینجا کلی محجبه داریم حتی توی دانشگاه مشکلی هم ندارن. جو به نسبت مسلمون ها منفی هست ولی نه اونطوری که مدیا نشون میده. آدمای اجتماع مخصوصا تحصیل کرده ها شعور بالایی دارن. کالیفرنیا کمتر مذهبی و اونجا زندگی نکردم که بدونم اما مدتی که اونجا رفتم به نظرم اونجا هم مشکلی نداره.
پنج‌شنبه 31 تیر 1395 ساعت 18:07
سلام آقای ووودی عزیز امروز اتفاقی وبلاگتون رو پیدا کردم بعضی از نوشته هاتون رو خوندم واقعا عالی بودن
من خیلی وقته توی دو راهی موندن یا اقدام برای اپلی کردن موندم مطمئنم که تجربیاتتون خیلی به دردم میخورن
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
خوش آمدین
چهارشنبه 30 تیر 1395 ساعت 01:14
سلام وودی امیدوارم همیشه خوب باشی. راستش من توی این مدتی که وبلاگت رو خوندم به نتایجی رسیدم که فکر کنم خودت هم بدونی. اما این طور که معلومه هنوز اینا رو دست کم می گیری و برات خیلی مهم نیستن و فکر می کنی بی ارزش هستند و درنتیجه روشون کار نمی کنی:
برقراری ارتباط قوی با دیگران، مدیریت دیگران و هوش هیجانی بالا جزو نقاط ضعف تو هستن. تو می خوای یه شرکت بزنی، یعنی باید مدیر اون شرکت بشی. یک شرکت درصورتی موفق میشه که مدیر خوبی داشته باشه.جز این غیرممکنه. اگر می خوای یه شرکت خوب داشته باشی باید مدیر خوبی باشی. پس سعی کن ( از اون سعی ها نه) که مهارت های ارتباطی ات رو قوی کنی همینطور هوش هیجانی ات رو. اگه این موضوع رو جدی نگیری، شرکت نمی زنی که هیچ، توی زندگی شخصی ات هم ناموفق می شی. می تونی از اینترنت و حتما کتاب ها(ضروری. خصوصا برای تو که شخصیت درونگرایی داری و پیش مشاور راحت نیستی.) و مشاور کمک بگیری. موفق باشی.
امتیاز: 1 0
پاسخ:
سلام
حرفتون رو قبول دارم که برقراری ارتباط قوی با دیگران مهمه و تا یه حدی وقت گذاشتم و روش کار کردم این مدت. به آدمی که اصول اخلاقی خودشو داره این کار خیلی سختیه چون با آدمای زیادی مواجه میشه که پایبند اصول نیستن و خیرخواهانه یا غیرخیرخواهانه کارهایی میکنن که بعضی وقتا انسانی هم نیست. به هر حال هنوز اعتقادی ندارم که باید با کسی وارد بازی بشم تا ازش در جهت منافع خودم استفاده کنم کاری که دیگران زیاد با من کردند و منم بعضا به خاطر شرایط مجبور بودم که منافعم رو زیر پا بذارم. حالا باید صبر کرد دید چی میشه.
سه‌شنبه 29 تیر 1395 ساعت 22:27
سلام, امیدوارم حالت خوب باشه داداش
من کمتر از یک هفته تازه از وبلاگت دیدن کردم و همه پست هارو خوندم, سختی زیاده میدونم ولی اگه میتونی یه مدت فقط روی مشکلاتت تمرکز کن و از وبلاگت دوری کن البته این نظر منه چون اینجوری ذهن آدم برای تصمیم گیری بازتر میشه برای من هم هروقت ذهنم درگیره میرم باشگاه و تمرین میکنم, سعی کن حداقل یک هفته بری دنبال کارات و دنبال یه کار خوب مناسب شرایطت پیدا کنی اگه هم شده با واسطه.
جوینده یابندست آدم وقتی چیزی بخواد باید بره دنبالش خدا هم کمکش میکنه.
یه سوال دارم, اگه میتونی و تا جایی که اطلاعات داری میشه خدمات و بصرفه ترین اپراتور تلفن همراه بین at&t و Verizon و T-Mobile توضیح بدی و اینکه حجم اینترنت و مکالمه رایگانش دقیقا چطوره. من اطلاعاتی دارم ولی اگه تو هم بگی خیلی خوب میشه چون سایت at&t اینجا باز نمیشه. البته اگه وقت داشتی یه پست بذر راجبش ممنون میشم.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
T-Mobile فامیلی پلن از همه ارزونتره اگر دانشگاهی که میرین یا شهری که هستین پوشش خوبی داره این از همه بهتره. اگر نه بعدش At&T ارزونتره و بعدش verizon. پست نمیخواد که!
سه‌شنبه 29 تیر 1395 ساعت 16:04
سلام
وقتت بخیر

وودی جان من ارشدمو 2013 از خواجه نصیر گرفتم. سربازی رفتم، مدارکمو آزاد کردم و تقریبا جز ISI ایمپکت خوب، بقیه چیزا ازجمله آیلتس و معدل واسه اپلای کاملا اوکی هست. خودمم تو کار مرتبط چند سالیه شاغلم و دارم با تمرکز رو استرالیا (دیکین، ولنگونگ و ...) و نیوزیلند (اوکلند-ویکتوریا ..) واسه دکترا اپلای میکنم. استادم که دبیرستان هم آمریکا بوده میگه اول واسه مستر دوم تو یکی از دانشگاههای رنک پایین آمریکا یا کانادا اقدام کنم که هم دوران تحصیل آسونه و وقت واسه گردش و آشنایی با جامعه آمریکا هست هم میشه واسه دکترا یا جایگاه های بهتر بعدا اقدام کرد.
لازم به ذکره که متاهلم، تافل و جی آر ای فعلا ندارم چون امیدم به آمریکا نبوده و رشتم هم مهندسی مواد هست. فکر میکنی احتمال گرفتن فاند تو آمریکای شمالی از یه دانشگاه سطح پایین واسه مستر دوم چقدر باشه؟
اصلا با این ایده موافقی؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
عزیز جان من در مورد مهندسی مواد هیچی نمیدونم. ارشد گرفتین دیگه برای مستر دوم اقدام نکنین. احتمال اینکه سفارت ویزا بده کمه و شانس فاند هم کمتر. به نظرم یه دانشگاه متوسط خوب برای دکترا اقدام کنین. امریکا از نظر تحصیلی خیلی خوبه و من جدا به همه پیشنهاد میکنم ولی اگر نشد استرالیا, کانادا هم هست.
یکشنبه 20 تیر 1395 ساعت 20:21
سلام
من امروز به صورت کاملا اتفاقی وبلاگ شمارو پیدا کردم...تقربیا2 یا 3 ساعت توش گشتم بدون اینکه گذر زمانو حس کنم...
با خیلی از این مشکلات اشنایی داشتم چون خیلی از اقوام اونجا هستن و حتی شاهد پروسه رفتن بعضی هاشون بودم
نکته جالب توجه برای من تلاش شما بود
امروز بعد از مدت ها دوباره یه تلنگر خوردم...باید بیشتر تلاش کنم
از اشنایی باهاتون خیلی خوشحال شدم
منتظر پست های جدیدتون هستم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
خوش آمدین.
یکشنبه 20 تیر 1395 ساعت 19:21
سلام به وودی عزیزوممنون از اشتراک تجربیات خوبت
داداشم یسوال
با توجه به سختی گرفتن گرین کارت وویزای امریکا واقامت
بنظر شما اپلای برای استرالیا بهتر نیست؟ منظورم اینه که برگردی عقب بازم امریکارو انتخاب میکنی یا ممکنه نظرت به جاهای دیگه مثل استرالیا هم باشه؟

میشه لطفا دلایلتم بگی که چرا؟
مرسی موفق باشی همیشه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
قطعا بهتره. نه من از اولش میدونستم که اقامت امریکا مشکل داره. این مدت هم بیشترین تلاشم رو کردم تا از سریعترین راه ممکن گرین کارتم رو بگیرم اما برنامه هام با توجه به چیزی که نوشته بودم توسط استادم همه نقش بر آب شد. حالا یه مسیر جدیدی رو باز شروع کردم. امیدوارم که اینم خراب نشه. به قول یکی تو چرا مثل بچه آدم راهی که همه رفتن رو نمیری! تا حالا که به جز زمان ارزشمند و عمر چیزی رو از دست ندادم. روی کاغذ هم هیچی از دست ندادم.
یکشنبه 20 تیر 1395 ساعت 14:52
سلام
من امروز خیلی اتفاقی وبلاگ تون رو دیدم .
امیدوارم بتونید گرین کارت بگیرید و شرکت خودتونو راه بندازید
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
خوش آمدین.
شنبه 19 تیر 1395 ساعت 21:50
سلام وودی
این روزا خبرای خوبی از دالاس نمیشنویم
مواظب خودت باش
واقعا توی آمریکا رنگ پوست اینقدر مهمه؟
کشور فرصت هاست
ولی نسبت به استرالیا و آلمان خیلی خشن هست
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
متاسفانه بله. همچنان تبعیض نژادی جنسیتی ملیتی و... همه جا مشاهده میشه. البته درصدش به نسبت اروپا و ایران بسیار کمتر هست اما صفر نیست. من خودم با چشم خودم حداقل یکبار شاهد این بودم که پلیس به یه سیاهپوست بی خود و بی جهت گیر داد و از ماشین کشیدش بیرون و کلی توهین کرد بهش و اونم شوکه شده بود ولی کاری هم نمیتونست کنه. آخرش ولش کرد که بره.
شنبه 19 تیر 1395 ساعت 12:51
سلام دکتر ، خوبی ؟ دالاس نا امن شده. تیراندازی و بمب و ... . چه خبره ؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
چی بگم والا. یه مشت نادون قانونگذار اسلحه رو دادن دست هر کس و ناکسی.
جمعه 18 تیر 1395 ساعت 12:34
سلام وودی عزیز دوست خوبم
من چند روزه اومدم مرخضی سربازی، تازه رفتم اومدم فقط برات بنویسم دروود بر شرفت درود بر فکرت درود بر عقلت که نموندی و سربازی نرفتی، اگر بگم چیا اونجا دیدم باورت نمیشه هر چند که خودت بهتر میدونی فقط همینو بدون که برا مثال ی سرباز صفر بی سواد که 4 کلاس سواد نداره بیاد به فوق لیسانس و دکتری مملکت دستور بده حالا دستور خوبه انجا که توهین میکنه انگار دنیا جلو چشات سیاه میشه و بیاد تو میفتم و تحسینت می کنم که راه درست رفتی درود بر ذات پاکت باد، توهین جای خودش طی کشی و نظافت هزار کوفت و زهرمار دیگه که از درس خوندنت بیزار میشی ان شاءالله هرجاهستی در پناه خدا باشی و به برگشت نیندیش
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام. متاسفم. بله خودم میدونستم و برای همینم قصد ندارم برم.
چهارشنبه 16 تیر 1395 ساعت 14:15
سلام وودی. همه چی درست میشه. از این شرایط برا خیلی ها پیش اومده. . قریب به اتفاق همشون هم به خوبی تموم شده. هر چی خیره همون پیش میاد.
راستی الان اوضاع زبانت چه طوریه؟ در مقایسه با روزهای اول که اومده بودی پیشرفتت چه طوره؟
میگن با قرار گرفتن تو محیط الزاما زبانت خوب نمیشه. این برا لسنینگ هم صادقه؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
امیدوارم که همه چی به خیر و خوشی انجام بشه.
اوضاع زبان خوبه. من خیلی راضی هستم. بله محیط تاثیر زیادی داره.
دوشنبه 14 تیر 1395 ساعت 21:45
سلام
دوستان این کانال تلگرامی سرگرمیهای ادبی هست
اگه شعر
کتاب
ترانه
و کلیپ ادبی دوست دارید جوین شین
با آرزوی موفقیت برای وودی عزیز
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
ببخشید ترجیح میدم تبلیغات رو تایید نکنم.
جمعه 11 تیر 1395 ساعت 00:50
سلام وبلاگتونو خیلی دوست دارم.
همه مطالبشم خوندم.
امیدوارم مشکلتون زودتر حل شه، مطمئنا میتونید شما تا حالا خیلی از مشکلاتو حل کردین پس حتما از پس اینهم برمیاین.

(من فکر میکردم استاد بیخود فقط توو ایرانه، ولی انگار همه جا هست)

عزم شما از همه موانع سرراهتون بلندتره


موفق باشین
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
ممنون.
پنج‌شنبه 3 تیر 1395 ساعت 12:53
وودی
دلم برا طرز نوشتن وبلاگ قبلیت تنگ شده بود. خیلی بهت احساس نزدیکی می کردم. هر وقت دلم می گیره یا اوضاع بر وفق مراد نیست میرم چند تا از مطالب وبلاگ قبلیتو می خونم و یادم میاد چقدر دردسر کشیدی تا بالاخره رفتی، ولی هیچ وقت ناامید نمی شدی یا اگه می شدی نشون نمی دادی. باز هم همینجوری برامون بنویس. قبول نیس دیگه هی بهانه بیاری که سرم شلوغه!!! کلاس که نداری خو، تزتم که 90 صفحشو نوشتی، لابلای دنبال کار گشتنا هم واسه ما یکم بنویس. از تیلور بنویس. دوست دارم بدونم این روزا حست بهش چیه.
پاسخ:
نه سرم شلوغ نیست و وقت هم دارم ولی روحیه ام خوب نیست و افکارم منظم نیست. حالا یه دو سه روزیه که کم کم دارم بازنگری میکنم و بهتر میشم. کم کم مینویسم. کلی حرف هست که نمیشه نوشت.
چهارشنبه 2 تیر 1395 ساعت 06:13
با سلام جناب دکتر من لیسانس برقمو از صنعتی اصفهان با معدل 18(حدودا)گرفتم به مقاله دارم که سابمیت شده (isi) به نظر شما برای من امکانش هست که دکترا مستقیم فول فاند بگیرم یا بهتره برای ارشد اپلای کنم یا اینکه ارشدو همین جا بگیرم برا دکترا دو سال دیگه اپلای کنم؟
راستی وبلاگ خیلی خوبی داری همشو ساعت 12 تا 4صبح خوندم
موفق باشی
امتیاز: 1 0
پاسخ:
سلام
خواهش. فکر کنم همشو نخوندی. یه بار دیگه یه نگاه بندازی خوبه.
چهارشنبه 2 تیر 1395 ساعت 01:55
1- سلام ، نماز و روزه هاتون قبول
2- مثل همیشه وبلاگتو خوندم . دلم می خواد یادت بیارم واسه پذیرش چقدر تلاش کردی و بعدش چه پستایی گذاشتی.خدا اول پاسخ کسایی رو می ده که ایمان کمتری دارند. تو بیشتر از یه بار ثابت کردی که تواناییات چقدره .پس فک می کنم بعد از 42 کامنتی که دلداریت دادند نیاز به دلداری دادن من نداری .من مطمئنم یه راهی پیدا می کنی. دقت کردی :گفتم من مطمئنم.
3- الان مدت هاست که تو امریکا داری زندگی می کنی. دیگه تب و تاب مهاجرتت خوابیده و الان با یه دید منطقی تری داری به اطرافت نگاه می کنی ( که قبلشم منطقی بودی ولی الان بیشتر) .اگه می شه راجع به پروسه اپلای یکم با یه دید با تجربه تر و با یه دید از درون نگاه کنی و واسمون بگی اگه الان می خواستی اپلای کنی و یه سال زمان داشتی چی کار می کردی؟از اشتباهاتت ( اگه بوده) واسمون بگو .خواهشاً
4- استرالیا و کانادا و اروپا هم کشورهایی هستند که امروز خیلیا بهشون فکر می کنند؟ چرا امریکا ؟
5- از امیر قلعه نویی خوشم نمیاد ولی وقتی ازش قبل بازی می پرسن بازی چند چند می شه؟ می گه: ما خوب تمرین کردیم.واسه بردم میایم تو بازی ولی..... نتیجه دست خداست.
امتیاز: 2 0
پاسخ:
سلام
نماز روزه شما هم قبول. چشم کم کم مینویسم.
دوشنبه 31 خرداد 1395 ساعت 18:32
وودی جان بهت گفته بودم ارشد دادم و خوب بوده.رتبه ها اعلام شده تک رقمی شدم
پیش به سوی us
امتیاز: 3 0
پاسخ:
به سلامتی. آفرین. خوشحالمون کردی!!! برات یه گل هم بذارم که کاشتی!
یکشنبه 30 خرداد 1395 ساعت 21:30
سلام آقای دکتر خیلی از ایرانی ها بعد از اینکه دکتراشون رو گرفتن خیلی راحت اونجا می مونن بعنوان استاد دانشگاه شما چرا نمی تونی این کارو بکنی یعنی علاقه داری در صنعت باشی؟
امتیاز: 1 0
پاسخ:
سلام
بله. تدریس هم دوست دارم اما میخوام چند سال بعد برم دانشگاه
یکشنبه 30 خرداد 1395 ساعت 14:54
سلام ...اگه من بجات بودم ناراحت میشدم...اما الان که نوشته تو خوندم از بیرون دارم تماشا میکنم...بجای ناراحتی لبخند میزنم...چون شما به تنهایی یه پروژه رو پیش بردی پایان اون پروژه و تجربه یعنی موفقیت شما...استقامت شما یعنی توانایی و پتانسیل برداشتن گام های بزرگتر ...از نظر من زندگی یه بازی قشنگه ....درسته زمان محدودیت ماست اما زوم شدن روی اون نباید مارو از لذت بازی دور کنه....یادم وقتی برای حل مسائل سخت ریاضی ساعتها وقت میذاشتم روش بی وقفه بدون توجه به گذر زمان بعد که حل میش لذت حلش توی وجودم شعله میکشید تازه به خودم میومدم به زمان فکر میکردم...زمان میگذشت اما من زوم شدم روی حل مسئله این یعنی هدف من ...توی نوشته هات دیگه اون اعتماد به نفس و مطمئن بودن به اهدافتو نمیبنم ...انگار وودی چشاشو از رو هدفش برداشته داره مشکلاتشو میبینه ...کجاست اون وودی که میگفت من اینو میخوام توی هر جمله ش اطمینان و مسیر مشخص میشد دید اما الان فقط تردید میبینم ....کاشکی یه بار دیگه بتونی کل نوشته هاتو مرور کنی کل اهدافتو دوباره ببینی فکر کنم اونطوری بتونی اون اطمینان و وودی سابق برگردونی ...در آخر چیزی که خودتونم که میدونیدو بهتون میگم، مشکلات درجه الویت دارند گاهی خودبخود حل میشن انرژیتو بذار روی بازی اونطور که میخوای بازی کن بقیه شم توکل بخدا حل میشه ....درکل از نظر من شما برنده ای فقط برداشتم اینه یکم واقعیت با تصوراتت فرق پیدا کرده این داره انرژیتو میگیره ...بقول نوشته هات استادو تیمش وودی از دست دادن اما تو هنوزم وجود داری خودت بخودت کمک کن .......یه سوال مگه خالق هستی خدا نیست ؟! مگه عالم مطلق و قدرت مطلق خدانیست؟! مگه خدا بر هر نوع آفرینشی قادر نیست؟! مگه نمیگه که فقط کافیه بگه چیزی موجود باشه آن چیزی موجود میشه؟! از خودم شروع میکنم از نظر من خدا خداست، دوستمه، عشقمه ، در مورد نادانستهام استادمه ...اما آیا ایمانم انقدر هست که بهش اعتماد کنم مگه من نمیگم اون خداست و توکل بهش میکنم پس منشا ترس چیه؟؟! قطعا بخودم که اطمینان ندارم اما همین من میگم خدا بر همه چیز احاطه و داره پس چرا مثل کودکی که وقتی دستاشو به دستامون میده و اطمینان میکنه به ما و برای اولین بار میخواد راه بره ،دیگه فقط با ذوق پاهاشو تکون میده شروع میکنه به دویدون ، چرا ما وقتی توکل میکنیم دستهامونو میسپاریم به دست خدا چرا زوم نمیشیم روی هدفمون چرا شروع نمیکنیم به دویدن و از راه رفتنمو ذوق نمیکنیم ؟؟!!! چون هنوز خدارو نشناختیم...ازتون میخوام واقعا بهش توکل کنید و تلاشتو برای اهدافتون و ساختن زندگیتون بکنید بشید همون وودی همیشگی ، مطمئنم خدام بهترین جوابهارو بهتون میده ....یه نگاه به گذشته یادم حتی تصور گرفتن فاند نداشتید و چقدر خوشحال بودید ...دونه دونه پله هایی که ساختینو بالا رفتین پس چرا الان دارید دیوار میسازید.....اینا برداشت من بود شایدم اشتباه برداشت کردم....بهترین براتون آرزو میکنم...بهترین از نظر من خداست .(حضرت سلیمان از خدا پادشاهی خواست خدا هم به اون پادشاهی داد ...فقط از خدا بخواه
http://www.parsquran.com/data/show.php?user=far&lang=far&sura=38&ayat=34
امتیاز: 3 1
پاسخ:
ممنونم.
شنبه 29 خرداد 1395 ساعت 11:08
من براتون دعا میکنم.
امتیاز: 1 0
پاسخ:
ممنونم
چهارشنبه 26 خرداد 1395 ساعت 06:47
سلام
اگه اوضاع خیلی خیته به عنوان پلن بی و حداقل عدم بازگشت به ایران، یه جایی برای پست داک هم در نظر بگیرید تا بعدا واسه ورود به صنعت.
ستون تا ستون فرجه.
موفق باشی
امتیاز: 0 2
پاسخ:
سلام
اوضاع خیت نیست!
چهارشنبه 26 خرداد 1395 ساعت 04:54
سلام وودی جان
خوبی؟ خیلی وقت بود به وبلاگت سر نزده بودم. اینکه فارسیت نمیاد قشنگ از متنت مشخص بود مگه دوست ایرانی نداری اونجا که جمله بندی هات اینجوری شده؟

و اما بعد
خیلی خیلی ناراحت شدم از خوندن اونچه که گذشته. اون استاد پفیوزتم تونستی پول بده به یکی از این گنگ ها برن مث چی بزننش حداقل دلت خنک شه :)))

درباره ایده ات
البته من نه جای تو هستم و نه دید تو رو به قضیه دارم. ولی آیا این شرکت فقط تو امریکا قابل تاسیسه؟ نمیشه رو کانادا فکر کنی مثلا؟
و یا شاید حرفم مسخره باشه، ولی اگه ایده ات واقعا خفنه شاید گوگل و فیس بوک و یاهو و امثالهم حاضر بشن یه پروژه به سرپرستی خودت طراحی کنن و کار رو استارت بزنی. تلاش کردی کارت رو براشون پرزنت کنی؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
نمیدونم فارسی ام خراب شده! اون استادم هم فقط قابل ترحمه.
درباره ایده و کار هنوز دارم فکر میکنم که چکارش کنم
سه‌شنبه 25 خرداد 1395 ساعت 16:32
سلام دکتر عزیز ، من تو همین قسمت ازتون در مورد اپلای پرسیدم ، شرایطم اینجوریه : 1- کاردانی الکترونیک روزانه با معدل 18 و کارشناسی ناپیوسته برق کنترل روزانه معدل 17.30 و مقاله و مدارک زبانم ندارم ، خودم احساس میکنم که ارشد رو اینجا باشم و یکی دوتا مقاله بدم و زبانم نمره خوبی تو تافل و جی ار ای بگیرم بهتره ، دکتر جان شما نظرتون چیه؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
نظر منم همینه. قبلا مفصل در مورد تصمیم گیری این چیزا نوشته بودم.
سه‌شنبه 25 خرداد 1395 ساعت 05:23
سلام خسته نباشید
من قصد دارم برای دکترا امریکا اپلای کنم اما معدل کارشناسیم 2.80 و دو سال اخر کارشناسیم 3.4 میشه و معدل ارشدم 3.3 از پایان نامه ارشدم 2 تا مقاله isi دارم و نمره زبانمم مینیموم هست.
به نظر شما اگر نمره زبانمو بالا بیارم شانس اینو دارم فاند بگیرم اخه نهایتا بتونم خرج یک سالمو بدم
ممنون میشم اگه جواب بدین
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام. نمیدونم.
دوشنبه 24 خرداد 1395 ساعت 05:27
این خبرا در مورد ترامپ درسته؟همچین موجودیه؟
:
حمله فرد مسلح به باشگاه شبانه همجنسگرایان در اورلاندو که 50 کشته و 53 زخمی برجا گذاشت، سبب شده دونالد ترامپ حملات خود را به رئیس‌جمهور آمریکا و همچنین نامزد دموکرات انتخابات ریاست جمهوری این کشور تشدید کند.

نامزد جمهوریخواه انتخابات ریاست جمهویر آمریکا مدعی است که اوباما و کلینتون حاضر نیستند به این موضوع اذعان کنند که «اسلام تندرو» عامل چنین حملاتی است و آنها به این الفاظ اشاره نمی‌کنند.

وی که پیشنهاد جنجالی «ممنوعیت ورود مسلمانان به آمریکا» را مطرح کرده بود، با موج سواری بر جریانات ناشی از حمله اورلاندو، بار دیگر از این طرح دفاع کرد و گفت : «من خواستار ممنوعیت(ورود مسلمانان به آمریکا) شده بودم».

ترامپ در تازه‌ترین اقدامش با انتشار بیانیه‌ای خواستار آن شده که باراک اوباما باید به خاطر عدم اذعان و تصریح کردن به این موضوع، از ریاست جمهوری کنار برود و هیلاری کلینتون هم به همین دلیل باید از مبارزات انتخاباتی کناره‌گیری کند.

نامزد جمهوریخواه انتخابات ریاست جمهوری در بیانیه خود تصریح کرد که «چون رهبران ما ضعیف هستند من گفته بودم که این اتفاق خواهد افتاد و موضوع این است که مشکل بدتر هم خواهد شد».
امتیاز: 3 0
شنبه 22 خرداد 1395 ساعت 21:39
سلام دکتر جان ، امیدوارم حالت خوب و خوش باشه ، من مطمئنم تو به تمام آهدافت میرسی چون تلاش میکنی ، به تلاشت ادامه بده و قدر سختی هایی که کشیدی بدون و به تلاشت ادامه بده و مطمئن باش که با توکل به خدا روزهای خوب میاد. چندتا سوا داشتم ازتون ممنون میشم جوا بدین.
1- برای دکتری اپلای کردن تو امریکا باید حتما پول توی حساب شما خوابیده باشه؟
2- این قوانین سخت امریکا برای گرین کارت هم توی اروپا و کانادا هست؟
3- من الان کارشناسی دارم ، پشت کنکور ارشد هستم و امسال کنکور دادم و فکر نمیکنم نتیجه خوب بشه (کم خوندم) ، به نظرتون اگه جایی مثل دانشگاه شاهرود یا شیراز قبول بشم برای ارشد برم یا بمونم برای سال بعد انشالله دانشگاهی مثل امیرکبیر؟
4-من برای ارشد تو فکرم بود که اپلای کنم اما الان نه تافل دارم و نه آیلتس و نه جی آر ای ، امکان اینکه امسال بخونم و تهران قبول شم بیشتره ، و اینکه حقیقتا به لحاظ مالی نمیتونم خرج ارشدم تو خارج بدم ، اونجا میتونم با ارشدم کار کنم و خرجمو در بیارم ؟ (از همون اولش) یا اینکه ارشدم رو اینجا بگیرم و برای دکتری فاند بگیرم؟
5- شما فاند ماه اول رو همون ماه اول بهتون دادن؟
6- من خدمت کردم و کارت پایان خدمت دارم.
با تشکر ، ببخشید طولانی شد اما خیلی ضروری بود، دوستدار شما دکتر عزیز
امتیاز: 1 0
پاسخ:
سلام
1- معمولا خیر.
2- معمولا خیر. اقامت کانادا به مراتب آسونتره. اروپا هم کشور با کشور فرق میکنه.
3- شما اگر اوضاع تحصیلی لیسانست خوبه دکترا مستقیم اقدام کن. اگر نه که ارشد رو ایران بخون حالا هر دانشگاهی که میتونید و خوبه و بعد برای دکترا اقدام کن.
4- فرق زیادی نمیکنه. فقط هر تصمیمی میگیرین روش خوب کار کنین که بهش برسین. اگر ارشد ایران نقد هست, نقد رو داشته باشین. اگر معلوم نیست روی تافل و جی آر ای خیلی کار کنین.
5- آخر ماه دوم اولین حقوق رو دادن.
6- اگر سپاه بودین به کشورهای غیر امریکا بیشتر توجه کنین. امریکا تا بفهمه سربازی سپاه بودین ممکنه ویزا نده.
موفق باشین
پنج‌شنبه 20 خرداد 1395 ساعت 14:43
سلام خوبی؟
راستش خوندم بغض کردم اما بعدش دیدم عه چقدر اشناس این داستان چیزی که چند ماه پیش برای من و دوستم اتفاق افتاد البته ما یکم خوش شانس تر بودیم چون زود کشیدیم بیرون از داستان و فقد 6-7 ماه کار کردیم برای استاد عه - ولی مطمئنم شما خودت بهترین راهو پیدا میکنی بی شک .
ولی امان از دست ادمای کوچیک که علاوه برا اینکه سنگ میندازن جلو پات - کاری میکنن تا به سطح اونا کشیده بشی - و میتونم بگم از زمانی که دانشجو شدم تو یه جنگ بودم - جنگ بین منو و اقکار این ادم کوچیکای به ظاهر باسواد .....
بگذریم... - من نمیدونم ایدت چیه و داستان چیه ولی صد در صد خودتم میدونی که میتونی از شرکت های کراود فاندینگ استفاده کنی مثل کیک استارتر یا ایندی گوگو یا یه سری شرکتهای استارتاپ انجل که تو سن خوزه وو کلا تو سیلیکون ولی ان.حتی ببین شرایط چه جوریه که بعد از داستانی که واسه منو دوستم که با استاد کار میکردیم افتاد - الان داریم یه سری تحقیقات انجام میدیم که ببینیم چجوری میتونیم پروژه رو بزنیم تو کیک استارتر و بودجه لازمو بگیریم
ولی مطمئنم بهترینا واست اتفاق میوفته
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
با شرایط فعلی ویزام نمیتونم. مشکل بزرگ دیگه اینه که قانونا هر کاری میکنی متعلق به دانشگاه هست مگر اینکه بخوام بازنویسی کنم پروژه رو که وقتش رو ندارم. مشکل یکی دو تا نیست. تحلیل خودم اینه که تا اوضاع اقامتم مشخص نشه نمیتونم کاری کنم.
موفق باشین
چهارشنبه 19 خرداد 1395 ساعت 19:32
سلام وودی جان
من مطمئنم به هدفت میرسی. من سختی های زیادی تو زندگیم کشیدم
خیلی ها هم حقم رو خوردن. اما همیشه امیداور بودم و هستم. الانم به آرزوم خیلی نزدیک شدم. فقط باید تلاش کرد. براتون آرزوی موفقیت میکنم
امتیاز: 2 0
پاسخ:
سلام. تشکر میکنم.
چهارشنبه 19 خرداد 1395 ساعت 15:12
سلام وودی عزیز

دو تا سئوال دارم

1- یادمه اون اوایل یه دوچرخه خریدی، کلا خرید دوچرخه اونجا برا ماهایی که اوایل میایم و نمیتونیم ماشین بخریم چطوریه آیا تا یکسال پاسخگو هست

2- کلا آب و هوای هیوستون و دالاس چطوریه مثل کدوم شهرهای ایرانه آیا قابل تحمله چون نوشتی همش اونجا داره سیل میاد

ممنونم از پاسخگوییت و به خاطر پاسخی که قبلا به ایمیلم دادی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
1- نه نمیشه. مسیرها طولانیه و توی گرما آدم کلی عرق میکنه. بچه ها استفاده کردن اما واقعا با سختی. یعنی یه مسیر کوتاهی رو با دوچرخه و بقیه رو با اتوبوس. تا وقتی که ماشین نیست از اتوبوس میشه استفاده کرد.
2- قابل تحمله. خوبه. سیل هم همه جا نیست. آب گرفتگی رو اینجا میگن سیل ولی اونطوری که خسارت مالی و جانی داشته باشه نیست.
خواهش میکنم.
چهارشنبه 19 خرداد 1395 ساعت 00:38
سلام
دکتر وودی عزیز
خیلی خوشحال شدم نوشتی دوبراه برامون
انشااله که بتونی با همین قدرت و جسارت و استقامت ادامه بدی
چون بهتر میدونی بعد از هر سختی آسونی هست.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
تشکر میکنم.
سه‌شنبه 18 خرداد 1395 ساعت 18:31
سلام برادر
خسته نباشید، من مطمئنم شما جایگاه شایسته خودتون رو در این دنیا پیدا میکنین، اگرم پیدا نکردین بازم غصه خوردن نداره چون شما به درکی از خداوند وجهان هستی یا وجود این سختی ها رسیدید که کمتر کسی حتی ارزشش رو می دونه.
موفق باشید
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم
سه‌شنبه 18 خرداد 1395 ساعت 17:00
سلام آقای وودی ...

من امسال تو رشته مهندسی از یک دانشگاه دولتی فارق التحصیل شدم !!!
دانشگاهم یک دانشگاه دولتی تو یک شهرستان بود(درجه 3 دولتی)

سال یعد میتونم به راحتی هم تو ارشد رشته خودم تو یک دانشگاه خوب تهران قبول شم(در حد امیرکبیر یا تهران)
هم توانایی اینو دارم که دوباره کنکور لیسانس شرکت کنم و رشته خودمو تو اون دانشگاه خوبا دوباره بخونم و چون یکبار همه رو خوندم فرصت برای ریسرچ و معدل بالا داشتن رو دارم و برام مثل اب خوردنه ....

مقصد نهایی ام هم اپلای کردن و بورسیه گرفتنه ...
زبان و اینا هم اوکی هستم

حالا به نظر شما با کدوم یک از اون گزینه های بالا شانس اینو دارم که بتونم تو دانشگاه خوبای امریکا پذیرش بگیرم ؟

1. کارشناسی دانشگاه معمولی با معدل 16.5+ارشد دانشگاه خوب+مدارک زبان+یکی دوتا مقاله خوب+سن معمول
::
2. کارشناسی دانشگاه خوب با معدل بالای 17+مدارک زبان+یکی دوتا مقاله خوب+سن غیرمعمول

این هم بگم که زمان انجام جفتش تقریبا برابر با همه ، چون تو کارشناسی دوم بخشی از درسهای عمومی و ... تطبیق داده میشه و 3 ساله تموم میشه.

(سازمان سنجش نمیذاره هم ارشد بخونی هم کارشناسی وگرنه جفتشو میخوندم ،ولی میتونی دوباره کارشناسی بخونی)

واقعا ممنون میشم جواب منو بدید
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
به نظر من عمر ارزشش بیشتر از اینه که بخوای برای مدرک تلفش کنی. در نتیجه لیسانس مجدد خوندن بی معنیه. مگر اینکه بخوای یه رشته دیگه بری. ارشد یه جای خوب بخون و بعد اقدام کن. این مدت هم جی آر ای و تافل رو برسون بالا.
موفق باشی
دوشنبه 17 خرداد 1395 ساعت 02:24
من 2 تا سوال دارم.البته چون بعضی از مطالب وبلاگ قبلی شما رو خوندم کنجکاو شدم.باز هم عذرخواهی میکنم اگه سوالم خصوصیه!

1-درباره دختری به نام آمیندا نوشته بودید.سرگذشتش چی شد؟لطفا اگه ممکنه یه متن جامه درباره ش بدین.تشکر
راستش رو بخواین یه ده دقیقه در حال فکر کردنم ببینم سوال دومم چی بود ولی یادم رفته
ایشالا نصیب شما نشه
امتیاز: 12 2
دوشنبه 17 خرداد 1395 ساعت 00:12
میدونستم گرین کارت اینقدر مهمه ولی نه اینقدر.اینجوری که کلی دست و پای آدم بسته ست.فک کنم راه دیگه گرفتن گرین کارت ازدواج باشه با یه native.نظرتون در این باره چیه؟
امتیاز: 2 0
پاسخ:
ازدواج به این راحتی نیست. پیدا کردن فرد مناسب واقعا سخته.
یکشنبه 16 خرداد 1395 ساعت 07:39
دارم مطالب اون وبلاگت رو میخونم. انگار دیگه آپ نمیشه و جواب کامنتها رو نمیدی. مطلب مربوط به وسایلی که باید امریکا برد رو خوندم. واقعا این همه وسایل رو میشه با پرواز برد؟ند تا چمدون میشه؟ بار مجاز هر مسافر چقدره؟مثلا نبات هم نوشته بود مگه اونجا گیر نمیاد؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
بله جا میشه. بستگی به پرواز داره. همه چیز گیر میاد فقط گرونتر ممکنه باشه و روزای اول به دلیل محدودیت نداشتن ماشین و نشناختن مغازه ها دردسر تهیه مایحتاج باشه.
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد